pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
ساز ناکوک تیزر: قال و مقال این بار در بخش نظرات ادامه دارد.
سپینود ناجیان
این ستون ساز ناکوک شد برای این‌که این پیش زمینه بود که هر قدر هم تحمل باشد یک جایی طاقت‌ طاق می‌شود.

شبی در حوالی سال‌های شصت برق می‌رود. مادر با شمع می‌آید بالای سر بچه که پشت میز تحریرش نشسته است. مادر می‌گوید: «بوعلی سینا زیر نور برف درس می‌خوانده». راست یا دروغ‌اش پای آن مادر و بوعلی سینا و نقالان سینه به سینه. این "گزین‌گویه" از همان‌هایی است که همه امروز می‌خندیم و مسخره می‌کنیم‌اش. اما قضیه اصلی این‌جاست که نسل ما در دنیای ضرب‌المثل و روایات زندگی کردیم و باورشان کردیم. نمی‌دانم تا چه حد درست بوده. مشکل اصلی این‌جاست. یعنی جایی که برای درآوردن معنای یک لغت یا تاریخچه‌ی یک نام، کتاب لغت‌نامه‌ی دهخدا به چه سنگینی را باز می‌کردیم و به زحمت می‌گشتیم و بعد از روی‌اش رونویسی می‌کردیم و بعد پاک‌نویس و بعد تحویل معلم می‌دادیم و تازه نمره‌ی خیلی درخشانی هم نمی‌گرفتیم. از طرفی می‌بینم خوب است که حالا با یک کلیک تمام لغت‌نامه‌های معین و دهخدا و ... در دست‌رس است. می‌ماند دو مسئله: این‌که طبق همان ضرب‌المثل‌ها آن چیزی که باد بیاورد و کم زحمت به دست بیاید، همان قدر سطحی و از دست دادنی است. پس به این عبور سریع اطلاعات که نسل جدید دل‌شان را به آن خوش کرده‌اند، زیاد اعتمادی ندارم. یعنی در ماندگاری‌اش شک دارم. پس در تولید محتوایی که دنبال این دانش می‌آید شک دارم. از طرفی با خودم و هم‌نسلان‌ام درگیرم. راست‌اش فکر می‌کنم ما به شکل غیرمنطقی‌ای غبطه می‌خوریم به این روند که خودمان از آن محروم بودیم و دو روی‌کرد داریم: یکی این‌که مقابل‌اش می‌ایستیم. جبهه می‌گیریم. خیلی هستند هم سن و سالان من که با غیظ می‌گویند از کامپیوتر و تکنولوژی بدشان می‌آید. و بعد یک هو داد سخن می‌دهند از فرآیند صنعتی شدن و ماشینی شدن و آه که چه به سر معنویات آورده و چه به سر عشق و این‌ها. عده‌ی دیگری هم هستند که سلانه سلانه خودشان را کشانده‌اند و می‌آیند. سرعت‌شان زیاد نیست اما وانداده‌اند که من برای‌شان خیلی احترام قائلم. این‌ها همه یک سمت ماجراست. چیزهایی که از گذشته مسئله است.

اما سمت دیگر ماجرا نسل مقابل است و چیزهایی که می‌بینم. بی‌صبری‌ها، بی‌حوصله‌گی، عدم تمرکز بر مسائل، سرسری بودن... حتا غلط املایی! راستی می‌خواستم برای این هفته لیستی از اشتباهات املایی تهیه کنم از همین اطراف، این کار را می‌کنم. فاجعه است! می‌دانید ایراد و اشکال املایی و نادرست‌نویسی نتیجه‌ی چیست؟ نتیجه‌ی مستقیم بی‌مطالعه‌گی و کم‌دقتی و همان سرسری و سطحی گذشتن از روی همه چیز. خب با این وصف این فرآیند تولید محتوا بر چه چیزی استوار می‌شود؟

به شیوه‌ی دایره‌وار برمی‌گردم به جمله‌ی اول: این ستون مال نخواندن است. مال تحمل نکردن. این ستون یک هدف دارد آن هم بی‌هدفی است.
نظرات (۱۱)