pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
دیوانگی در پیاده‌رو در تفاوت بینی و گوش ۱
محمد میرزایی
شاید بد نباشد که در ابتدا توضیح بدهم که این یک نوشته‌ی پزشکی، آناتومیک یا دینی نیست. مسئله این است که حجاب، به عنوان یک نظام تفاوت‌ساز، میان اعضای بدن انسانِ مؤنثِ بالغ (مکلف) یک مرز بندی و تفاوت صفر و یکی ایجاد کرده است که در آن بین بینی و گوش در دو طرف مرز قرار گرفته‌اند. یعنی گوش باید از انسان‌های مذکرِ بالغِ نامحرم (مکلف) پوشانده شود و بینی نه. در این نوشته می‌خواهیم تفاوت‌های این دو عضو حیاتی بدن انسان را در چارچوب این نظام (حجاب) بررسی کنیم.
از آن‌جا که چشم انسان ظاهر بین است اولین جایی که سراغش می‌رویم تفاوت‌های فیزیکی است. بینی دو سوراخ دارد و گوش یکی. شاید بشود از همین‌جا نتیجه گرفت که سوراخ داشتن دلیل این تفاوت‌گذاری نبوده: بینی در این تفاوت برای پوشانده شدن مستحق‌تر است. البته تفاوت دیگری هم وجود دارد. بینی برآمده است و گوش تورفته. در مکانیک به این نوع برجستگی‌ها و فرورفتگی‌ها «نری و مادگی» می‌گویند و شاید بتوان نتیجه گرفت که بینی عضوی مردانه و گوش زنانه است. البته من هم عقیده دارم که این تفاوت هم چیزی زیادی دستگیرمان نمی‌کند.
قدم بعدی می‌تواند این باشد که سراغ کارکردها برویم. بینی و گوش دو عضو دریافت‌کننده هستند و هرکدام به تنهایی مسئول یکی از حواس پنج‌گانه. ولی حواس پنج‌گانه‌ چیزهای کاملاً متنافری هستند و به سختی می‌توان تفاوت یا شباهتی بین آن‌ها پیدا کرد. به نظر می‌رسد اگر چیزی هم پیدا شود دلیل خوبی برای کار ما به دست نمی‌دهد. البته این‌جا بینی یک مزیت دیگر هم دارد: عضو سیستم تنفس است. به هر حال پوشاندن عضو تنفس کار سخت‌تری است. یعنی اگر بنا به انتخاب باشد، احتمالاً بیش‌تر مردم بینی را به گوش ترجیح می‌دهند.
شاید بشود سراغ کارکردهای جنسی رفت. هیچ کدام اعضای کلیدی و مهمی در این رابطه نیستند. ولی شاید، اگر سخت‌گیر باشیم، بتوانیم برای گوش کارهای بیش‌تری تصور کنیم. البته قبول دارم که این قضیه خیلی سلیقه‌ای است. ولی به هر حال، اگر قرار باشد پای گوش در این ماجرا گیر باشد، به نظر می‌رسد پای اعضای دیگری مثل بناگوش، لپ، چانه و امثالهم بیش‌تر گیر باشد. اشعار فارسی هم بر این مدعای من گواه خوبی هستند.
مطهری در کتاب مسئله‌ی حجاب به آیه‌ی 59 سوره‌ی احزاب اشاره می‌کند: «اى پيامبر به همسرانت و دخترانت و زنان مسلمان بگو كه روسري‌هاى خود را بر خود بپوشند، كه به اين وسيله محتمل‏ترست كه شناخته شوند و رنجانده نشوند، و خداوند آمرزگار مهربان است.» [ترجمه‌ی خرمشاهی] و در البته یک دلیل می‌آورد: زن‌ها آن زمان گوشواره‌های خیلی گران‌قیمتی داشتند و با آن‌ها فخر می‌فروختند و دل مردان را می‌لرزاندند. این شاید اولین دلیل محکمه‌پسند باشد. مطهری استدلال می‌کند که در آن زمان زن‌ها روسری‌های خود را روی شانه می‌انداخته‌اند و این آیه می‌گوید که دو طرف روسری را به جهت‌های مخالف بیندازند تا گوش‌ها پیدا نشوند: او گوش را مقصر اصلی می‌شناسد.
در متون دینی کمی بیش‌تر می‌گردیم: یک اصل دینی وجود دارد که مرد و زن باید عورت‌های خود را از نامحرم بپوشانند. و در بعضی متون مثل جواهرالکلام می‌خوانیم که تمامِ وجودِ زن عورت است. و طبیعتاً از این‌جاست که باقی استدلال‌ها در اثبات عورت نبودن برخی اعضای بدن است تا آن‌ها را از حجاب بیرون بیاورند. گردی صورت و کف دست‌ها و پاها می‌توانند ثابت کنند که عورت نیستند و از حجاب بیرون می‌آیند. مطهری در اثبات عورت نبودن این اعضا تلاش‌های زیادی کرده است. در این گشت‌وگذار به یک مورد جالب دیگر هم می‌رسیم. ملا احمد نراقی در کتاب مستند الشیعة استدلال کرده است که پوشاندن گوش‌ها واجب نیست و البته به احتیاط پوشاندن آن را توصیه می‌کند؛ شاید برای این‌که بیرون ماندن گوش کمی سخت باشد.
شاید برای مقدمه کافی باشد. در قسمت بعدی سراغ بینی در زمانه‌ی عسرت گوش می‌رویم و در این کار از فوکو و فروید هم کمک خواهیم گرفت.
نظرات (۱۴)