pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
البته قدرتمندشدن فرع‌ها
معین فرّخی
موبایل وسیله‌ای است برای ارتباط‌برقرارکردنِ آدم‌ها. برای آن‌که از هم خبر بگیرند، اگر با هم کار داشتند و در دست‌رس هم نبودند به وسیله‌ی آن در دست‌رس هم قرار بگیرند. آن اوایل که موبایل به ایران آمده بود، کاربران آن به دنبال گوشی‌هایی بودند که آنتن‌دهی به‌تری داشته باشند. در سؤال‌هایی که هنگام خرید گوشی موبایل می‌کردند، قطعاً می‌پرسیدند آنتن‌دهیش چه‌طور است. گوشی‌های موبایل ساده بودند. رنگ نداشتند، موسیقی پخش نمی‌کردند. عکس نمی‌گرفتند. اس‌ام‌اس می‌زدند و تماس را برقرار می‌کردند. گذشت. تقریباً همه‌ی شرکت‌های تولید‌کننده‌ی گوشی موبایل یاد گرفتند که آنتن‌دهی گوشی‌هایشان را به حد معقولی برسانند و در کنار آن امکانات گوشی‌ها را هم بیش‌تر کنند. جای زنگ زمختی که اوایل بود، آهنگ از گوشی‌ها پخش شد، بازی‌ها متنوع شدند، امکان عکس‌گرفتن اضافه شد و موبایل‌ها هم در حد معقولی آنتن می‌دادند. در گام بعد رقابت افتاد سر امکانات جانبی گوشی‌ها. گوشی خوب گوشی‌ای نیست که به‌تر آنتن بدهد یا عمر بیش‌تری داشته باشد، گوشی خوب گوشی‌ای است که مگاپیکسل عکس‌هایش بالاتر باشد، فرمت‌های موسیقی بیش‌تری را بخواند، فینگرتاچ باشد و ... دیگر کسی نمی‌پرسد که آیا آنتن‌دهی می‌توانست به‌تر شود یا نه. و کسی نمی‌گفت که امکانات یک دوربین، باید در دوربین بالاتر برود، نه در گوشی موبایل.

روی همان موبایل مکث کنیم. بله همه چیز گوشی نیست. سیم‌کارت هم مهم است. اوایل که ایران‌سل به عنوان رقیبی برای مخابرات مطرح بود، تلاش زیادی برای گرفتن بازار می‌کرد. اما آنتن‌دهی‌اش خوب نبود و نیست. ایران‌سل برای جبران نقصش امتیازات مختلف داد. طرح‌های قرمز و آبی و زرد را اضافه کرد. تخفیف ویژه داد. خیلی‌ها هم به خاطر این‌که نصف شب مجانی حرف بزنند سراغ ایران‌سل رفتند. همه‌ی آن طرح‌ها نتوانستند آنتن‌دهی خطوط ایران‌سل را بیش‌تر کنند. کسانی که به طرح‌ها دل‌بسته بودند، مکالماتی ناقص داشتند. تخفیف‌هایشان صرف «الو! الو! صدا می‌آد؟» شد. ارتباطات هم ناقص و اعصاب‌خردکن شد.

کاربری وبلاگ برای هرکس متفاوت است. فکر نمی‌کنم چندان بشود به طور خاص گفت که وبلاگ برای چه ساخته می‌شود. تعریف‌ها حدودی و عرفی است. ولی می‌شود با تقریب خوبی گفت که وبلاگ‌هایی خوانده شدند که به‌تر با مخاطب ارتباط برقرار کردند. در انتقال دانسته‌ها و تجربیات و حس‌هایشان موفق‌تر بودند. دقیق نمی‌دانم از کی، مثلاً از دو سال پیش، گوگل سرویسی به کاربران داد که می‌توانستند از راه آن وبلاگ‌ها و سایت‌های خبری را راحت‌تر بخوانند، بتوانند خواندنشان را مدیریت کنند. و بتوانند مطالب خوبی را که می‌خوانند، در وبلاگ‌هایشان به اشتراک بگذارند. گوگل‌ریدر چیزی شد برای راحت‌تر وبلاگ‌خواندن، راحت‌تر وبلاگ‌نوشتن. موج گوگل‌ریدر در وبلاگ‌ها بیش‌تر و بیش‌تر شد. گوگل‌ریدر دیگر نه به عنوان کمک‌کننده‌ی وبلاگ‌ها، که به عنوان رسانه‌ای مستقل معرفی شد. فضایی را به وجود آورد مستقل از وبلاگ. دیگر این نبود که دنبال «شرد آیتمز» فلان وبلاگ‌نویس برویم، این شد که دنبال وبلاگ فلان دوستمان در گوگل‌ریدر برویم. مرزهای گوگل‌ریدر و وبلاگ شکسته شد. وبلاگ‌ خوب دیگر وبلاگی نبود که به‌تر بنویسد یا هرچه مربوط به آن است. دیگر وبلاگ نیست که برای خودش و صاحبش اعتبار می‌آورد، فرد است که برای وبلاگش اعتبار می‌آورد. وقتی این داستان نگران‌کننده می‌شود که به این فکر کنیم که گوگل‌ریدر و وبلاگ دو رسانه‌ی مختلف بوده‌اند، با دو کاربری مختلف. (درباره‌ی وبلاگ روی تعریف غالب حرف می‌زنم) کافی است به قدرت کاذب امکانات جانبی فکر کنید و اصالت فراموش‌شده‌ی کاربری اولیه.
نظرات (۴)