pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
ریخت‌شناسی صحبت از چیز دیگریست
مصطفی اوصانلوی
صحبت از دختران زیبارو و حوریان کشیده‌چشم نیست. صحبت از زیبایی است. لیک اکنون نه گاه آن است؛ که مراد این نوبه الناز است. الناز شاکر دوست خنده‌طلا شکرکلام دختر بلا ستاره‌ی درخشان سینمای ایران؛ آنکه به یک کرشمه هزار دل و دین ببرد و به یک عشوه عرق شرم زاهدان و روزه‌ی ناظران و خون عاشقان بریزد. از جوانب امر ترک می‌زند به چال زنخدان و زاغی چشم و گونه‌ی استخوانی تن تنومند مردمان کوه را دارد. خطه‌ی آذربایجان تبریز اونطرفا. سوراخ گونه‌اش نیز آن را تأیید می‌کند؛ اما به گردی پیشانی به ترکان اراکی می‌زند که مردمانی ریزنقش دارد. قدبلند، تن تنومند و عرض شانه به همراه استخوانی‌بودن جمجمه و گونه‌ی بُعددار که منظور از آن کشیدگی استخوان گونه به طرف بیننده باشد؛ به شیوه‌ای که از نیمرخ صورت را پهن کند؛ و بینی و دستان کشیده و اگر اشتباه نکرده باشم شماره‌ی پای زیاد، من را یاد مهاجران روس می‌اندازد. هرچند که درشتی چشمان و پوست بر استخوان کشیده بالای چشم آن را رد کند اما این می‌تواند اثر تلفیق با یک نژاد ایرانی باشد؛ مثلا قمی یا شیرازی. اگر اورا روس فرض کنیم، مسئله‌ی چانه‌اش هم حل می‌شود. جمجه‌ی روس‌ها حالتی تهاجمی دارد. به زبان دیگر به خارج از خود متمایل است. کوتاهش کنم برونگراست. صورت الناز شاکردوست هم همان‌گونه است که در ترکیب با چشمان سبزش مستقیم بیننده را هدف می‌گیرد. پس غیر طبیعی نیست که کسانی که آرایش تهاجمی زنان را زیبا می‌دانند او را بپسندند. اینها را اگر به رفتار پرکرشمه که حالتی اغراق‌شده از معصومیت و بی‌دفاعی در آن به کار می‌رود اضافه کنیم؛ نوعی حرص و طمع قرار است ایجاد کند آن‌گونه که در لذت‌داشتنِ قدرتِ زمین‌زدن فردی نیرومند وجود دارد. البته که اغراق بیش‌از‌حد در این توصیفات ذهن را منحرف کرده معترض می‌شود. همه‌ی این صحبت‌ها اما ملایم اتفاق می‌افتند. نکته‌ی دیگری که این چهره‌ی عجیب دارد فراوانی بسیار برآمدگی‌ها وفرورفتگی‌هاست. در سینمایی که چهره تنها ملاک زیبایی زنانه است، تنوع اغراق‌شده در آن می‌تواند به جذابیت بصری تعبیر شود. حال از اینکه می‌تواند استعاره از چه باشد می‌گذریم.


[بزرگ‌تر]


اما تویوتا کمری که محبوب خاص و عام و اعراب است و رنگ‌های زیاد دارد، رنگ‌های شاد دارد، شش سیلندر دارد، چهار سیلندر دارد، اسپرت دارد، معمولی دارد. چگونه است که ما را به یاد این خانم می‌اندازد؟ می‌خواستم بنویسم که لابد الناز شاکردوست هم می‌تواند یک چهره‌ی محبوب بین اعراب شود؛ ملاکم هم خواننده‌ی لبنانی نانسی اجرم بود که از نان شب برای اعراب واجب‌تر است و خصوصیات چهره‌اش بسیار به شاکردوست شبیه است از حیث کیفیت. گفتم این اشتراک در گنجیده‌شدن در یک سلیقه شاید ملاک ارتباط شود. اما ننوشتم. تویوتا کمری اما کیفیتی مشابه دارد. یک سبز فسفری‌اش را در نظر آورید که اسپرت هم نباشد. او نیز برونگراست. چهره‌اش یک پایه‌ی چهارگوش دارد که منتهی به چانه‌ای تیز می‌شود که در واقع وجود ندارد. بینیش دایره‌ایست که آرم تویوتا در آن قرار دارد؛ اما بزرگترین وجه اشتراکش چراغهایش است که از بدنه بیرون زده، درست مثل گونه‌های الناز شاکردوست. مقدار زیادی هم فرو رفتگی و بر آمدگی بر بدنه دارد که شاید اگر بعضی‌ها ملایم‌تر و بعضی نبودند بهتر بود. عجیب است که اینگونه اغراق به هوای زیبایی کار شود. گاهی فکر می‌کنم که این همان قضیه‌ی کامیونهای پرتزیین پاکستانی و فرش‌های ایرانی است که لباس مدرنی به تن کرده که به او نمی‌آید. اغراق و تکرار در جای اشتباه است اما همان مسیرهای ذهنی را روشن می‌کند و در ذهن مغشوش همان تأثیر را به جا می‌گذارد. طراحی ارزان و پر‌اغراق ژاپنی تویوتا پس بی‌خود نیست که به دل اعراب خوش می‌نشیند. چه، با این که تویوتا ارزان است اما اعراب پولدارند. راستی کرولا هم شبیه حدیث است. حدیث فولادوند.

بیت:
زیبا زیبا زیبایی ای ایران
میهن خوب مایی ای ایران
نظرات (۴)