Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
چهارراه داستان یک برج
علیرضا صمدی
رمان «برج» نوشته‌ی جی. جی بالارد، سرگذشت برجی چهل طبقه است که در ساحل یک دریا بنا شده است. درون این برج تمام امکانات برای برآورده‌کردن نیازهای آدمی، از سوپرمارکت و رستوران گرفته تا بیمارستان و استخر وجود دارد. رویال طراح این برج، در طبقه‌ی چهلم برج به دور از هیاهوهای برجْ روز و شب را سپری می‌کند. طولی نمی‌‌کشد که امکانات رفاهی برج خراب و نازسازگاری‌های اهالی آغاز می‌شود.
ساکنین برج کمر به تخریب برج و خانه‌های یکدیگر می‌بندند و علیه طبقات بالای برج که جایگاه ساکنین پولدار و همچنین طراح برج است قیام می‌کنند. رویال در طبقه‌ی چهلم خوش و خرم مهمانی‌های شبانه‌ی خویش را برپا می‌کند و از آسانسور مخصوص خود استفاده می‌کند تا هنگامی که همسرش برای خرید به طبقه‌ی دهم برج می‌رود و برنمی‌گردد. رویال که آسانسور مخصوصش خراب شده است سوار بر یکی از آسانسورهای معمولی می شود تا همسرش را پیدا کند. آن‌چنان‌که رویال طبقه‌ها را یک به یک پایین می‌آید، کم‌کم متوجه خرابی برج می‌شود. هر طبقه که پایین می‌آید ویرانیِ بیشتری را تماشا می‌کند.

اما حیف که دیگر دیر شده است و راهی برای جبران نمانده.

نظرات (۶)