pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
برف این‌که با هم راحت بودیم یا نه
آیین نوروزی
دارم فکر می‌کنم چی می‌شد اگر من با پرویز شاپور آشنا بودم. یعنی با هم دوست بودیم. توی یک دوره به دنیا می‌آمدیم. دارم فکر می‌کنم آن موقع زندگی‌ام چقدر فرق می‌کرد و خیلی نمی‌توانم حدس بزنم. شاید زیاد فرقی نمی کرد و شاید هم فرق می‌کرد. بستگی داشت چطور با شاپور آشنا می‌شدم و چطور با هم دوست می‌شدیم و مثلا چند وقت یک‌بار همدیگر را می‌دیدم و این‌که با هم راحت بودیم یا نه و یک سری چیزهای دیگر.

اما همین که بخوانم چطوری زندگی می‌کرده و چه‌جور اخلاقی داشته و چه حرف‌هایی می‌زده عالی است. (مثلا عمران صلاحی چند صفحه‌ای در موردش نوشته توی کتاب تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران که یک مجموعه است و نشر ثالث چاپ می‌کند و توی مجموعه کاریکلماتورهایش هم چند نفر نوشته‌اند.)

احتمالا توی دوره‌ی ما هم از این آدم‌ها پیدا می‌شوند و ممکن است چندتا مجله‌ی خوب و چندتا تحریریه‌ی خوب وجود داشته باشد و بعداً که سی چهل سال گذشت کسی بیاید در موردشان بنویسد و باهاشان مصاحبه کند و آن‌ها از وضعیت امروز ما حرف بزنند. (مثلا فکر کنیم وضعیت امروز بد نیست.)

احتمالا غیرمنطقی است اگر فکر کنیم از این جور آدم‌ها توی دوره‌ی ما وجود ندارند و شرایطی که آن‌ها داشتند هیچ وقت برای ما پیش نمی‌آید، فقط باید بگویم من اصلاً امیدوار نیستم.
نظرات (۴)