Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
قلاب کمدی یکی را ماتم‌زده‌ای گفتند...
طوفان موسوی
در «افسانه‌هایی از آینده» نقاشی‌هایی از یک درّه وجود دارد، به اسم درّه‌ی نارنجی‌ها. رنگ غالب این نقاشی‌ها نارنجی‌ست. علیرغم طراحی‌های سیاه و سفیدی که در آثار نقاشان آن زمان دیده می‌شود، استفاده از این رنگ باعث شده، نقاش را انسانی کور نسبت به زمان خود بشناسند. می‌گویند در چشم‌هایش گلوله‌های رنگی وجود داشته که طیف‌های مختلفی از رنگ‌ها را تولید می‌کرده. منبع تغذیه‌ی رنگ‌ها از ابتدای تولد در مغزش وجود داشته و تا آخر عمر، ‌در سرش تولید می‌شده و روی چشم‌ها و از آنجا روی کاغذ ریخته می‌شده.

درّه‌ی نارنجی‌ها را که ببینید به نبوغ نقاش‌اش پی می‌برید. طیفی از رنگ‌های مختلف در نقاشی وجود دارند، اما انگار همه را از داخل یک سطلِ رنگ نارنجی و سیاه بیرون کشیده‌اند. نقّاشِ درّه‌ی نارنجی‌ها را در نژادی که به «مرحم‌زده» معروف هستند، طبقه‌بندی می‌کنند. مرحم‌زده‌ها زندگی‌شان را از یک سیاه‌چال آغاز می‌کنند و در همان‌جا به آن پایان می‌دهند. توانایی رسیدن به بالای سیاه‌چال را هیچ‌وقت پیدا نمی‌کنند چون از بدو تولد فاقد همچین توانایی‌ای هستند. آنها نتیجه‌ی ازدواج‌های سخت‌اند. این پیوندهای زناشویی را هم باید به طبقه‌های مختلفی تقسیم کنند، اما هنوز این‌کار عملی نشده. زن و مردهایی که بعد از به دنیا آمدن بچه او را در عمیق‌ترین سیاه‌چال‌ها رها می‌کنند و سپس خود را می‌کشند! نوزاد به تنهایی رشد می‌کند و به بهانه‌ی توانایی‌هایی که در وجودش هست می‌تواند بدون آب و غذا زنده بماند. عمرشان بسیار کوتاه است و تا جایی‌که قدرت منحصربه‌فردشان -یعنی همان خاصیت چشم‌ها- را از دست نداده‌اند،‌ روی زمین شروع به نقاشی می‌کنند و آنقدر ادامه می‌دهند تا زمانی‌که نیاز به خوردن را احساس کنند؛ و این‌جاست که می‌میرند. ابزارشان سنگ‌های نوک‌تیزی بوده که با آن پرجزییات‌ترین نقاشی‌های دنیا را خلق کرده‌اند.

نسل منقرض‌شده‌ای که ظهور و سقوط‌شان در کمتر از ۵۰ سال به طول انجامید.

در سری نقاشی‌های درّه‌ی نارنجی‌ها، خانه‌هایی دیده می‌شوند که از انتهای درّه آویزان شده‌اند. به این منظور که سقف خانه‌ها با زمینِ درّه یکی است. لاک‌پشت‌های بال‌داری که البته لاکی پشت‌شان ندارند، با پوستی صاف و هموار، در هوا معلق‌اند. بال‌های سفیدشان جلب‌توجه می‌کند و غیرممکن است با دیدن‌شان بی‌اختیار یاد فرشته‌ها نیافتید. در یکی از خانه‌ها، بچه لاک‌پشتی دیده می‌شود که اطراف یک سوراخِِ پدید آمده روی سقف اتاقش، بال‌بال می‌زند. نوری که از سوراخ می‌تابد قسمتی از اتاق را روشن کرده و اگر کمی دقت کنید، می‌توانید روی صورت لاک‌پشت آثار حیرت‌زده‌گی را ببینید. در نقاشیِ دیگری از همان اتاق، سوراخْ بزرگ‌تر شده و لاک‌پشت دیگر آنجا نیست.

تاثیری که محیط روی انسان‌ها می‌گذارد همیشه مورد توجه محققان زمان خود بوده است. چه بسا رمزگشایی‌هایی که از آثار هنرمندان، جنایت‌کاران، دروغ‌گویان و... با تحقیق روی محل زندگی‌شان انجام نشده. اما نکته‌ای که درمورد این نقاشان حائز اهمیت است روحیه‌ی کاملا متفاوت نقاشی‌های‌شان، نسبت به محیطی که در آن رشد می‌کنند است. مثلا خانه‌هایی که در درّه‌ی نارنجی‌ها به تصویر کشیده شده، آشکارا معماری معاصر را دارند! و این با توجه به فضای تاریک سیاه‌چال‌ها تقریبا غیرممکن است. عجیب‌تر آن‌که در نوشته‌های تاریخی-هنریِ به جا مانده از گذشته، تاریخ‌نگار از تطابق میان معماریِ خانه‌های نقاشی‌شده در درهّ‌ی نارنجی‌ها با معماری زمان خود صحبت کرده!

با گذشت صدها سال از خلق آثار متعلق به این نژاد کمتر دیده شده‌ی تاریخ، همچنان پرده‌ای از ابهام روی زندگی‌شان در سیاه‌چال‌ها کشیده شده و پیش‌بینی می‌شود به شکل جذابی هیچ‌وقت کنار نرود.
نظرات (۶)