pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
previously on lost پایلوت
محدثه
نمی‌دانم چند وقت برای دیدن سریالی که «در مورد یک سری آدم است که هواپیمایشان در یک جزیره سقوط کرده» مقاومت کردم. مطمئن بودم از چنین موضوعی سخت است حتی فیلمی ساخته شود که جذبم کند،‌ و سریال که محال است... برای من پنج دقیقه طول کشید که مطمئن شوم تا آخر این سریال را خواهم دید. تمام سه هفته‌ی بعد از آن پنج دقیقه، سه هفته‌ای که تمام وقت‌های قابل استفاده‌اش به لاست دیدن گذشت، آنقدر سریع گذشت که هیچ کجایش فرصت نکردم نفس تازه کنم و بتوانم بفهمم در کدام لحظه دقیقن اتفاق افتاد. فقط می‌دانم در پایان فصل سه، مات و مبهوت و خیره به تلویزیون، و در تلاش برای باور این نکته که آخرین دی‌وی‌دی هم تمام شده و تا اطلاع ثانوی خبری از لاست نیست، فقط از یک نکته مطمئن بودم و آن اینکه زندگی از این به بعد به دو بخش «قبل از لاست» و «بعد از لاست» تقسیم خواهد شد.
لاست دیدن تجربه‌ی بی‌نظیر و باشکوهی‌ست. این را هر کسی که لاست دیده باشد به شما خواهد گفت، یا پس از پنج دقیقه، بعضی‌ها بعد از دو قسمت، و بعضی‌ها بعد از یک فصل. چیزی که فهمیدنش کمی طول می‌کشد، دلایل افراد برای داشتن چنین احساسی‌ است. یک ماهی که بعد از تمام کردن فصل ۳ لاست و تا آغاز فصل ۴ زمان داشتم، بارها و بارها به این موضوع فکر کردم که چه چیزی در لاست من را به درک جدیدی از مفهوم «حداکثر میزان لذت حاصل از دیدن یک فیلم» رسانده. یک ماه فرصت کمی برای بررسی چنین موضوعی بود. یک ماهی که بخش عمده‌اش به دوباره دیدن بسیاری از بخش‌ها گذشت. به زیرورو کردن سایت‌های مختلف، و در صدر همه لاست پدیا. به درک هزارباره‌ی این موضوع که هر چند ده بار که لاست ببینی، هنوز هم چیزهای تازه‌ای برای کشف داری. یک حرف، یک عدد، یک تصویر،‌یک کنایه، یک ارجاع، یک استعاره، یک اشاره برای شروع صدها تئوری و حدس و پیش‌بینی... لاست چنان با اینهمه ندانسته بمبارانت می‌کند هربار،‌ که فرصت نمی‌کنی به چیز دیگری فکر کنی. حتی فرصت نمی‌کنی همه‌ی آن‌چه را که می‌شود، بدانی.
این فرصت زمانی به‌دست آمد که فصل چهارم لاست که تمام شد. این هم تجربه‌ی جدیدی بود، درک عینی این موضوع که لاست تمام شده تا نه ماه دیگر، تمام شده و دیگر نیست. تا کی می‌شد قسمت آخر را پایانی را گذاشت و هربار انگار که بار اول است، گیج و منگ شد از اینهمه شوک پی‌درپی. تا کی می‌شد لاست‌پدیا را به امید پیدا کردن نکته‌ای جدید بالا و پایین کرد. بالاخره زمانی رسید که می‌شد به‌جای نشستن و منتظر آخر هفته شدن و دنبال تیزر قسمت جدید گشتن و اطلاعات با اهمیت و کم‌اهمیت راجع به هر قسمت خواندن و گوش‌دادن به تئوری‌های این و آن که هر بار نویسنده‌ها کلش را با یک لبخند ملیح رد می‌کنند، با آرامش نشست و فکر کرد که «وقتی از لاست لذت می‌بریم، داریم از چه چیزی لذت می‌بریم».
اینجا قرار است جایی برای فکرهایی پراکنده در پاسخ به این سؤال باشد. سؤالی که به تعداد بیننده‌های لاست برایش جواب وجود دارد. سه ماه است که دلتنگ لاست هستم، ‌دلتنگ و بی‌قرار و در انتظار. حرف‌زدن درباره‌‌اش برایم دلپذیر است و آرامش‌بخش. لااقل امیدوارم که باشد.
نظرات (۱۸)