pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
عجیب‌تر از عجیب Prologue
فرانک ادواردز
جیمز ریچاردسون در هفدهم جولای هزار و نهصد و چهل و دو* کجا بود؟

در بحبوحه‌ی جنگ دوم جهانی، افسر ارشد و خلبان نیروی هوایی ارتش ایالات متحده‌ی امریکا در خانه‌ی پدری‌اش در بوستون، دمپایی‌به‌پا به گل‌های جلوی خانه‌اش آب می‌دهد. تماسی مشکوک از طرف دفتر اصلی وزارت دفاع امریکا در بوستون با تلفن منزل جیمز ریچاردسون برقرار می‌شود.
همسر او که اصلیتی لهستانی داشته و مدتی پیش ازشروع جنگ جهانی به امریکا پناه برده بوده، تلفن را برمی‌دارد و صدای مردی ناشناس را در آن سوی خط می‌شنود.
پیامی که گویی از قبل ضبط شده، برای سه بار تکرار می‌شود.
صدای مرد ناشناس بر روی کلمات «اضطراری» و «سری» و عبارتی دو کلمه‌ای که یکی از آن دو،
کلمه‌ی مرموز «مثلث» است تأکید می‌کند.
سپس پیام قطع می‌شود. از ماهیت و محتوای دقیق پیام خبری نداریم.

لحظه‌ای بعد جیمز در حالی‌که دارد با دست راستش به گل‌های اطلسی گوشه‌ی حیاط خانه‌شان آب می‌دهد و با دست چپش پشت لباسش را بالا زده و دارد پشتش را می‌خاراند با صدای بلند و ناگهانی به‌هم‌خوردن در و توری سراسیمه برمی‌گردد و همسرش را می‌بیند که رنگش مثل گچ سفید شده و دارد شتابان به سوی او می‌آید. جیمز علت را می‌پرسد.
هفدهم جولای هزار و نهصد و چهل و دو است. ساعت هجده و بیست دقیقه.
مکالمه‌ی جیمز و همسرش فرانسیس چند ثانیه بیشتر طول نمی‌کشد. جیمز دقیقاً می‌فهمد چه کسانی و به چه دلیل با تلفن منزلش تماس گرفته‌اند، بنابراین عجله می‌کند. شلنگ را می‌اندازد.

برای تخیل بهتر در نمایی وایدانگل و چسبیده به زمین و چمن می‌بینیم که شلنگ روی چمن افتاده و با فشار نسبتاً متوسطی آب از آن خارج می‌شود. کمی دورتر فرانسیس روی چمن زانو زده و با دو دستش صورت خود را گرفته و زاری می‌کند و در پلان آخر جیمز به دو به داخل خانه می‌رود و در و توری را به هم می‌زند. فوکوس روی پلان اول (شلنگ) است. دو ثانیه بعد و در نمای بعدی که در ذیل می‌آید، جیمز در حالی‌که با نیمه‌ی راست بدنش بارانی‌اش را پوشیده از در بیرون می‌آید و در و توری را به هم می‌زند و شتابان به سمت ماشین citroën 11 cv**اش که جلوی حیاط خانه پارک شده می‌رود در همین حال نیمه‌ی چپش را هم بارانی‌پوش می‌کند. سوار ماشین می‌شود و به زحمت با دوری دو فرمانه ماشین را به خیابان اصلی جلوی خانه‌اش می‌اندازد و دور می‌شود.
در این نما دوربین با کمک کرین و با یک حرکت چرخشی از سمت خانه و پس از آن دنبال‌کردن جیمز تا ماشین، ماشین را که به جاده می‌افتد دنبال می‌کند (حدود نود درجه چرخش وجود دارد) و در طول این چرخش بر ارتفاعش افزوده می‌شود و بالا و بالاتر می‌رود.
دوربین در فاصله‌ی پنجاه‌متری از سطح زمین و در حالی‌که ماشین دارد دور و دورتر می‌شود به زمین و به خانه‌ی ریچاردسون عمود می‌شود و همه‌چیز را پس از این به صورت داچ‌انگل می‌گیرد. همچنان با بالارفتن دوربین و ارتفاع‌گرفتن آن سرعت آن نیز بیشتر و بیشتر می‌شود (چنان‌که در فیلم‌های مستند علمی‌ای می‌بینیم که از کهکشان‌ها به سمت زمین می‌رویم و همین طور نزدیک و نزدیک‌تر می‌شویم تا به یک انسان یا یک برگی چیزی می‌رسیم و دوربین همین‌طور داخل‌تر و تا تجزیه‌ی اتم‌ها پیش می‌رود. با این تفاوت که اینجا سیر دوربین برعکس است).
ارتفاع زیاد و زیادتر می‌شود و در همین خلال موسیقی مناسبی با تصویر (که هم ته‌مایه‌های فضای جنگ جهانی داشته باشد و هم بویی از تکنولوژی برده باشد و همچنین ریتم تندی داشته باشد و از ضدِضرب‌ها در مواقع مناسب و به نحو احسن بهره ببرد و هیجان را در تماشاگر افزایش دهد. همچنین می‌تواند این‌ها نباشد و تنها یکی از کارهای ارکستری فیلیپ گلس باشد) روی این تصاویری که می‌بینیم می‌آید.
ارتفاع دوربین زیاد می‌شود :
ابتدا شمای کلی بوستون قابل شناسایی‌ست، سپس ایالت ماساچوست، پس از آن ایالات متحده‌ی امریکا و کره‌ی زمین (چهره‌ی قاره‌ی اروپا خاکستری رنگ و زشت شده). پس از آن دوربین آنچنان ارتفاع می‌گیرد که کره‌ی زمین از دور همچون نخود آبی رنگی دیده می‌شود. دوربین دیگر عقب‌تر نمی‌رود. اینجا محل استقرار اصلی دوربینی‌ست که اینهمه قدرت زوم داشته. در نمایی از دید دوربین بیرون رفته و می‌بینیم دوربین بزرگی درون پایگاهی به شکل یک رصدخانه‌ی فوق پیشرفته قرار دارد. رصدخانه در شهرکی فوق‌العاده عجیب و دارای نقاط نورانی نئون‌مانند آبی‌رنگ در این‌جا و آن‌جاست. همه‌چیز روی زمین بایر و خاکی به رنگ بنفش است. گویی سیاره‌ای دیگر است. سپس به نمای دید از داخل ویزور آن دوربین غول‌پیکر بر می‌گردیم. علامت زوم عجیبی گوشه‌ی پایین و راست ویزور دیده می‌شود. صدای عجیبی که همانند صدای موجود فضایی سبز‌رنگی در پشت ویزور دوربین است شنیده می‌شود. زیرنویس صدا: everything is under control.
(چهره‌ی موجود پشت دوربین به‌هیچ‌وجه نشان داده نمی‌شود)

سپس تصویر فید تو بلک می‌شود و این عنوان با ترکیب تایپوگرافیک حرفه‌ای و جذابی بر روی بک‌گراند سیاه حک می‌شود:

«عجیب‌تر از عجیب: فصل اول»


*: آغاز نبرد استالینگراد
**: اولین ماشین دارای خط تولید شرکت سیتروئن که در اولین سری آن در سال ۱۹۳۶ به بازار آمد و دامنه‌ی فروش آن تا کشورهایی نظیر امریکا نیز کشیده شد. در آن زمان سیتروئن و فورد رقیب اصلی هم محسوب می‌شدند.
نظرات (۵)