pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
مهاجمان فضا (۱) ... لب بومه... کارش تمومه
آریا بخششی
بازی به پایان رسید و پس از مدتی لیست سازندگان سرازیر شد.
لیستی که حداقل هفت هشت دقیقه‌ای طول کشید به پایان برسد.
با خودم فکر می‌کردم این‌ها (که تعدادشان بدون اغراق بیش از هزار نفر بود) اصولاً چه جور آدم‌هایی می‌توانند باشند و اگر اینها نابغه نیستند پس کی هست. و با خودم فکر می‌کردم که تعریف ما از کار گروهی و تخصص چه جایی برای چنین بازی‌ای یا چیزهای مشابه‌اش در نظر گرفته و اصلاً حق داریم خواب یک چنین پروژه‌ی عظیمی را ببینیم؟
mirror's edge طرز تفکر من را نسبت به بازی (و همچنین زمان معاصر) تغییر داد. نه تنها به خاطر دستاوردهای گرافیکی‌اش در بازنمایی دنیای واقعی و به‌کارگیری دقیق قوانین فیزیکی و نه به خاطر محیط مطلقاً رئالیستی‌اش که باعث فراهم‌شدن یک تجربه‌ی بکر ویدئوگیمی می‌شد؛ که به خاطر میل‌کردن هر بخش از آن به سوی کمال.

دو شماره‌ی قبل در ستون مهاجمان فضا قول داده بودم که لیستی از بازی‌ها را برای کسانی که این‌ها را بازی نکرده اند فراهم کنم که اگر بازی نکنند نصف عمرشان بر فناست. این اولین معرفی برای آن لیست است. گفتم شاید بد نباشد اگر حالت نقد یا توضیح داشته باشد (چون خواسته یا ناخواسته همه‌اش تمجید است). به هر حال اگر در این نقد ضعفی وجود دارد آن را گوشزد کنید و به حساب این بگذارید که نقدی به این صورت را اولین بار است که می‌نویسم.

داستان

داستان بازی در شهری به نام eden city اتفاق می‌افتد. رژیم توتالیتر و دیکتاتور حاکم بر شهر و کشور تمام راه‌های ارتباطی شهر را از قبیل وسایل الکترونیکی ارتباط جمعی و رسانه‌ها تحت کنترل و نظارت دقیق خود دارد و در این شرایط امکان رد‌و‌بدل‌کردن هیچ‌گونه پیامی با محتوای ضد نظام حاکم وجود ندارد.
همچنین در آینده‌ی نزدیک انتخابات شهرداری برگزار می‌شود که شهردار callaghan - شهردار سابق شهر و متعلق به دستگاه دولت - و robert pope دو کاندیدای رقیب هستند.
تبلیغات رسانه‌ای تماماً به سود callaghan است و دولت سعی دارد که او را برای نفوذ هرچه بیشتر دولت در شهر دوباره بر سر کار بیاورد در حالیکه پیام pope برای مردم، تغییر است.
شخصیت اصلی بازی دختری دورگه‌ی اروپایی-شرقی‌ست که faith connors نام دارد. با وجود شرایط شدید امنیتی‌ای که در شهر حکم‌فرماست، faith و چند نفر دیگر که ورزشکار پارکور (parkour) هستند و دونده‌ها (runners) نامیده می‌شوند برای رساندن پیام‌ها از تواناییشان برای فرار‌کردن از چنگ مأموران پلیس و رساندن پیام‌ها استفاده می‌کنند. مقر اصلی پشتِ‌بام‌هاست.
داستان بازی سیر اصلی خود را زمانی آغاز می‌کند که faith پیامی تلفنی از خواهرش kate که یک افسر پلیس در دفتر pope است دریافت می‌کند. خواهرش از او درخواست کمک می‌کند و از او می‌خواهد خودش را به آن‌جا برساند.
faith خودش را به آنجا می‌رساند. می‌فهمد که خواهرش مفقود شده. همچنین pope را در حالی‌که به قتل رسیده می‌یابد و برگه‌ای را با نام «icarus» بر روی جسدش پیدا می‌کند...

داستان mirror's edge سرراست، محسوس و قابل درک است و به خاطر ماهیت تعقیب و گریزی و جنس گره‌گشایی‌هایش حالتی کمیک‌استریپی دارد. از ابتدای بازی نبرد faith با نیروهای پلیسی که مدام در حال تعقیبش هستند و یا با موانع و احجامی که محیط فضای پیرامونش را تشکیل می‌دهند آغاز می‌شود.
معمولا gameplay مراحل آنقدر جذاب و خوش‌ریتم است که داستان با ریتم مخصوص به خودش و از طریق صحنه‌های سینمایی بین مراحل و انیمیشن‌های پایان مراحل بدون هیچ مشکل و اخلال و اطنابی دنبال شود.

نحوه‌ی بازی یا gameplay

بازی به صورت اکشن اول شخص است. هیچگونه hud (اطلاعاتی که در اطراف صفحه وجود دارد، از قبیل میزان سلامتی و تعداد تیر و نوع اسلحه و...) در اطراف صفحه دیده نمی‌شود.
واقع‌گرایی در بازی به حدی‌ست که همه چیز از دید faith به همان صورتی که انسان می‌بیند دیده می‌شود. حتی دست‌ها، پاها و بدن faith از دید او قابل رویت هستند و دوربین گویی بدون هیچ‌گونه قراردادی دقیقاً دو چشم شخصیت اصلی بازی‌ست و همان واکنش‌ها را به تغییرات نوری و فواصل بین اشیا نشان می‌دهد.
اکشن بازی بر مجموعه‌ای پیچیده از حرکات ورزشی پارکور و دفاع شخصی استوار است و استفاده‌ی زنجیره‌ای از تمامی این امکانات حرکتی و دفاعی در طول مسیر بازی و هر مرحله، خود‌به‌خود لازم می‌شود و خود‌به‌خود موجب ایجاد ریتم تند بازی.
استفاده از تکنیک‌های تصویری دوربین مانند فوکوس و فلو کردن بر روی اجسام آنچنان که چشم عمل می‌کند، بالا و پایین رفتن دوربین در هنگام دویدن، بازنمایی جریان هوا در اطراف تصویر در زمان‌هایی که سرعت دویدن افزایش پیدا می‌کند و... همه و همه باعث نزدیک‌ترشدن هرچه‌بیشتر بازی‌کننده به faith و به فضای بازی می‌شوند. با وجود امکان استفاده از تفنگ در فضای بازی، تیم سازنده‌ی بازی تأکید کرده که این بازی یک بازی اول شخص شوتر نیست، بلکه اکشن اول شخص داستانی‌ست و تمرکز بر روی تفنگ نیست، بلکه بر روی نبرد تن‌به‌تن است.
faith در تمام طول بازی به سمت اهداف خودش در محیط پیرامون که بیشتر ساختمان‌ها و آسمان‌خراش‌های شهر eden را تشکیل می‌دهد، با گذر از موانعْ در حال حرکت است.
راهنمای مسیر برای ادامه‌ی حرکت با وجود چنین ریتم تندی در بازی، استفاده از رنگ‌ها برای نشان‌دادن مناطق مختلف شهر و اهداف مورد نظر faith است؛ رنگ‌هایی با خلوص و فام زیاد که از دور قابل رویت باشند.
سیستم بازی به صورت کلی عبارت‌ست از پیداکردن بهترین مسیر برای رسیدن به هدف و عبور از موانع و احجام در حالی‌که در خلال پیمودن مسیر، اکشن پرجزئیاتی در حال شکل‌گیری‌ست و در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد.

اجرای بصری

mirror's edge حتی اگر در زمینه‌های دیگر هیچ حرفی برای گفتن نداشت، از لحاظ دستاورد گرافیکی و موتور گرافیکی‌ای که در آن به کار رفته یک معجزه برای زمان حال است. سیستم‌های قوی شیدر برای اجرای حالاتی همچون لختی مو، استفاده از قوانین فیزیکی مکانیک و اپتیک در بازنمایی دقیق فضای بازی و تغییرات نور بر روی اجسام مختلف از جمله انواع شیشه و... از دستاوردهای تکنولوژیک گرافیکی این بازی‌ست.
به غیر از این‌ها هنرمندی تیم در استفاده‌ی به‌جا و مناسب از گرافیک محیطی، طراحی فضاهای شهری و معماری معاصر و همچنین انیمیشن‌های خوش‌تکنیک پایان مراحل، مثال‌زدنی‌ست و می‌توان آن‌ها را از جمله دستاوردهای هنری بازی به شمار آورد. در طول بازی رنگ‌ها بیشترین حرف را می‌زنند و در حالی‌که غنای تصویر را به حد اکمل خود می‌رسانند، بهترین راهنما هستند.
فاز صفر طراحی بازی (که همان طراحی کانسپت یا اجرای تصاویر به کمک طراحی است) نیز به خودی خود و به صورت جداگانه قابل بررسی‌ست. جدا از طراحی حرفه‌ای شخصیت‌ها و فضاهای بازی، نقاشی‌های معاصری در بین این تصویرسازی‌ها (از کلمه‌ی مدرن استفاده نمی‌کنم) وجود دارد که عبارتند از فضاهایی صنعتی که به مینیمال‌ترین شکل ممکن تصویر شده‌اند و در قسمت‌های مختلف بازی به عنوان تابلوهایی که در ساختمان‌های مهم شهر نصب شده‌اند، به آن‌ها بر می‌خوریم.
(تصاویر ۳،۴،۵)

طراحی

بین تمامی فازهای طراحی بازی از جمله معماری ساختمان‌ها و شهرسازی (تصویر ۷)، معماری داخلی فضاها، یونیفورم افراد و شخصیت‌ها (تصویر ۶)، نورپردازی و استفاده از رنگ، طراحی تیتراژ، گرافیک محیطی و طراحی منوی بازی، انسجام و هارمونی فوق‌العاده خوبی برقرار است. همه‌چیز به نحوی به مینیمالیسم گرایش دارد. طراحی مراحل بازی همان‌طور که گفته شد با ریتم مناسبی برای هر مرحله از ابتدا تا انتهای آن وجود دارد. بسته به هدف هر مرحله، سرعت بازی کم و زیاد می‌شود. برای مثال مراحلی که فقط در آن‌ها حرکت به سمت هدف (که اغلب یک ساختمان یا یک شخص خاص است) مد نظر است و اکشنی وجود ندارد، بازی با سرعت کمتری جلو می‌رود و محیط بازی، رنگ‌ها و فضاها نیز آرامش را القا می‌کنند؛ اما با شروع قسمت‌های تعقیب و گریز، گذر از فضاهای مختلف و تغییر فضاها با ریتم تندی انجام می‌گیرد و رنگ‌هایی پر‌انرژی‌تر راهنمای مسیر می‌شوند و هیجان مسلط می‌شود.
طراحی گرافیک (graphic design) بازی از ویژگی‌های مهم mirror's edge است که از همان ابتدای اجرای بازی برای معرفی کمپانی‌های سازنده و منتشرکننده خود را نشان می‌دهد.
طراحی گرافیک فوق‌العاده به‌جا و متناسب، در همه‌جای بازی از جمله منو و لودینگ و همچنین مقدمه‌ی بازی حضور دارد.

صداها و موزیک

در این بازی همه‌چیز در راستای خلق یک فضای بسیار معاصر رو به آینده طراحی شده و موسیقی نیز در راستای این هدف پیش می‌رود. در حالت کلی موزیک بازی در ژانر الکترونیکا می‌گنجد.
موزیک اصلی و در حین بازی (in game music) توسط magnus birgerson ساخته و تنظیم شده است. موزیک در بیشتر مراحل با تم اصلی بازی تنظیم شده که بسته به فضای مراحل تغییراتی در اجرای آن ایجاد می‌شود. مثلاً تغییرات ریتم و تمپوی آن بسته به سرعتی که مرحله برای پیموده‌شدن نیاز دارد تغییر می‌کند و یا تغییراتی در نحوه‌ی اجرای ملودی در هر مرحله وجود دارد.
original Soundtrack بازی مربوط به چندین آهنگ‌ساز مختلف است که خیلی از آن‌ها در پروژه‌ی ساخت بازی portal محصول کمپانی valve شرکت داشته‌اند و در سال ۲۰۰۹ آلبومی را تحت عنوان still alive که تم اصلی بازی‌ست، روانه‌ی بازار کردند.
صداها هم در راستای ایجاد فضای واقع‌گرای بازی به خوبی به کار رفته‌اند. استفاده از آمبیانس‌ها، صداهای مختلف مانند صدای شلیک تفنگ، صدای حرکت هلی‌کوپتر از فاصله‌ی دور تا نزدیک و حتی صدای جریان هوا از نمونه‌های مثال‌زدنی‌اند.

در زیر عکس هایی از این بازی را به انتخاب نویسنده می‌بینید.
در ضمن بد نیست اگر بیشتر می‌خواهید، خودتان تصاویر آن را در google سرچ کنید.














نظرات (۱۲)