pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب سبک‌شناسی برای عوام -همه‌ی شما
حامد اوصانلوی
بارها از من می‌پرسند جادوی شناسایی سبک من چیست یا به عبارت بهتر چگونه با گوش‌کردن آهنگ به سبک آن پی می‌برم. در این شماره با توجه به سؤال بالا مقاله‌ای به‌درد‌بخور عرضه می‌شود. قصدم عرضه‌ی روشی برای افراد غیر کارشناس -همه‌ی شما- است و از پرداختن به مسائل حرفه‌ای پرهیز می‌کنم.

سبک‌های موسیقی در تقسیم‌بندی کلی به موسیقی کلاسیک و موسیقی پاپ تقسیم می‌شود. این «پاپ» جز موسیقی «پاپ» به عنوان زیرسبک است. در این معنی پاپ شامل موسیقی «ترنس»، «راک»، «هیپ‌هاپ» و... می‌شود. بر طبق روال همیشگی من به سبک راک و زیرشاخه ها می‌پردازم و با سایر سبک‌ها کاری ندارم؛ برای واردشدن به موضوع ضروری‌ست موسیقی پاپ به عنوان زیرسبک از راک جدا شود. پس اول: پاپ چیست؟ پاپ سبکی‌ست بین سبک‌های مشخص، به طوری که شما ممکن است با المان‌های موسیقی هیپ‌هاپ، ترنس، راک و... برخورد کنید؛ اما هیچ‌یک آن‌قدر قوی نیست که بتوان شناسنامه‌ای به آن نسبت داد. مفاهیم سبک معمولاً و به بیان ساده تعریف‌شده‌ها هستند؛ احساساتی که برای همه آشناست و البته به شکلی عمومی آن. نگاه کنید به درون‌مایه‌ی کارهای ابی، داریوش، ریکی مارتین و... اما اگر این المان‌ها شدت پیدا کرد و به کار هویت داد: برای نمونه اگر درامز در آهنگ شنیده شد -این غیر از آن است که در هر سی ثانیه یک بار صدای آن را بشنویم و یا «دوپس دوپس» کیبورد- و به اثر وزن داد، ساز گیتار تبدیل به ساز اصلی شد، درون‌مایه‌ی اثر قدری متفاوت شد، به احتمال زیاد شما در حال گوش‌کردن کاری در سبک راک و زیرشاخه ها هستید. در این سبک‌ها سازبندی جمع‌وجورتر است و به طور کلی شامل ست درامزی کامل‌تر از پاپ، یک گیتار بیس، و دو یا چند گیتار الکتریک یا اکوستیک هستیم، سازهای فرعی شامل ویولون سل، کیبورد، پیانو، ساز دهنی و کلاً سازهایی با حس وسترن اسپاگتی‌ست. حال این سؤال ایجاد می‌شود برای درک زیرسبک‌های راک چه کنیم؟ گوش کنید! تمام المان‌های بالا در حالت ابتدایی «سافت راک» را می‌سازند یا به بیان بهتر راک‌اندرول آغازین جناب الویس و برخی کارهای بیتلز و... در دهه‌ی شصت میلادی گیتارها ریتم می‌زدند و خواننده با سازهای اسپاگتی همچون فلوت سازدهنی از مشکلات جنگ می‌خواند و نصیحت می‌کرد با درامزی در همان حول و حوش سافت‌راک، اما هنگامی که شنیدید صدای گیتار تبدیل به صدای گیتاریست‌های پاپ چون نمونه‌های داخلی رضا صادقی (اما به همراه غیژ رعد برقی گیتار) شد، شما در عصر موسیقی آلترناتیو یا راک مدرن هستید. اضافه‌شدن درامز در مایه‌ی کارهای رپ به بیان بهتر با فواصل ماشین‌تایپی و همین طور ریتم‌های مقطع از گیتار: شما در حال شنیدن رپ راک هستید. اگر این المان‌ها تبدیل شد به درامزی هیجان‌زا و کوبنده، شما به سبک «گرانج راک» و پدر آلترناتیو گوش می‌دهید. درون‌مایه‌ی این دو سبک متفاوت‌اند؛ رپ‌راک‌ها بیشتر احساسی و غالباً با هیجان‌های نوجوانانه همراهند، در حالی که مورد بعد در فضای فانتزی مالیخولیانه سیر می‌کند. باید توجه کرد این ویژگی‌ها در رپ‌راک‌ها به شدت به نیومتال‌ها نزدیکی دارند، اما برای این که وارد این مقوله شویم ابتدا متال را تعریف کنیم: برای تشخیص متال مهمترین نکته دقت‌کردن به ریتم گیتار است. در سبک متال شما ریتم به معنی گیتاریست‌های پاپ نمی شنوید بلکه ریتم اثر صدایی در مایه‌ی آسفالت‌خرد‌کن‌های شهرداری‌ست. این فواصل کوبشی می‌تواند زیاد یا کم شود. در متال تغییر ملودی، هارمونی، ریتم یا به بیان ساده تر -مناسب حال شما- تغییر فضای آهنگ بی‌منطق -برای مخاطب مبتدی آن- است و ارتباطی با هم ندارند. درامز در متال از سبکترین سبک آن تا خشن‌ترینش، مانند راک بر اثر سوار نیست؛ بلکه به صورت جزئی از اثر در می‌آید اما به مراتب شدیدتر نواخته می‌شود و در مایه‌ی تاختن اسب به حالت چهارنعل است، یا به بیان روان‌تر به شکلی دوضربی شنیده می‌شود. بداهه‌نوازی‌ها بر خلاف عموم آثار راک -عموم نه همه- سریع‌تر، با صداهای عجیب‌تر و طولانی‌ترند. اگر این آسفالت‌خردکن یک‌نواخت با سرعتی قابل تشخیص نواخت و درامز سرعتی معمول داشت، سبک هوی متال بریتانیایی یا همان هوی متال خودمان است. در این سبک خواننده می‌خواند و بر خلاف موارد دیگر فریاد نمی‌کشد و خواندنش حالتی حماسی دارد. حال تصور کنید سرعت ریتم گیتار بالا رفت و به صورت مودی بی‌پایان در آید درامز شدید شود اما باز حس پاپ را القا کند این حالت «اسپید متال» نام دارد که در حالت افراطی خود یعنی درامز شدید با حسی غیر پاپ، خواندن خشن و یک‌دست و ریتم‌هایی بین هوی متال و اسپید متال و مهمتر از آن سولوهایی بسیار سریع و تغییر ریتم‌هایی مشخص با ویژگی ذکرشده اثر «ثرش متال» نام می‌گیرد. نهایت پیچیدگی متال در «دث متال» بروز می‌کند: تغییر ریتم‌های پیاپی به صورت ملودی‌های ناقص که از درامز جلو می‌زند و حس سرعت ایجاد می‌کند، درامزی که به جای آن حس تاختن همچون جویباری جاری و پر؛ خواندن با صدای جیغ یا غرش به شکلی که از حالت مرسوم کاملاً فاصله بگیرد و مهم‌تر از همه صدای گیتار بیس کوک نشده -این نکته‌ای حیاتی‌ست زیرا در «بلک متال» دقیقاً تمام این المان‌ها به جز گیتار بیس کوک‌نشده موجود است-. درون‌مایه‌ی متال‌ها سر جنگ داشتن با همه‌چیز است؛ از عاشقانه‌های عجیب گرفته تا مفاهیم دینی انحرافی و... اما می‌رسیم به توضیح آغازین؛ اگر المان‌های ریتم مقطع و درامزی هیجان‌زا را شنیدید، به جای برچسب رپ‌راک «نیو متال» را بچسبانید. اگر آن آسفالت‌خردکن را با وجودتان حس کردید در این سبک هم چنین خبری از رپ‌خواندن نیست و اصولاً اگر غرش را به جای خواندن شنیدید، در متال‌بودن اثر شک نکنید... شما احتمالاً «متال کور» گوش می‌دهید. اگر ثرش متالی با یک ملودی ثابت در طول آهنگ شنیدید و خواننده جیغ می‌زد و برخی موارد وجود داشت که شما را به یاد دث متال هم می‌انداخت، از گوش‌دادن «ملودیک دث متال» و یا متال‌های اسکاندیناوی لذت ببرید. لازم به ذکر است تمام موارد یادشده نسبی است و برای شما بی‌سوادها تنظیم شده، اما تضمین می‌کنیم در هشتاد درصد به پاسخی صحیح می‌انجامند. حال اگر در موسیقی متال آثار کلاسیک را یافتید و شبیه‌سازی صدای ویولون، به خصوص ساز جنبی چون پیانو و ویولون‌سل و... به «دارک سیمفونی» یا «گوتیک متال» سلام کنید. خارج از این موضوع شنیدن صدای ماشین‌آلات صنعتی به جای درامز و صدای گیتار همچون آلات کارخانه‌ای یا نظم خشک در موسیقی قانون‌گریز متال «اینداستریال متال» را تداعی می‌کند. در پایان اگر متالی قانونمند با نقش قابل ملاحظه‌ی کیبورد شنیدید که از قضا زمان آهنگ‌ها به بالای هفت دقیقه رسید و تک‌نوازی‌ها بیش از خواندن شد و خواننده مانند هوی متال حماسی خواند، به پراگرسیو متال برخورد کرده‌اید و من خسته شده‌ام و درنتیجه مقاله به پایان می رسد.

والسلام.
نظرات (۱۴)