Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
پلک سنگین ... یا شاید هم کمی حرف‌زدن؟
معین فرّخی
یک
تقریباً هر روز صبح از خواب که بیدار می‌شوم، فیس‌بوک را باز می‌کنم و گوگل‌ریدر را. نوشته‌های بقیه را می‌خوانم و مطالب شِرشده را. و هم‌زمان چک می‌کنم که مثلاً امیرحسین هاشمی به فلان فلانی گفته سلام، چه‌طوری؟ و فلان هم به امیرحسین گفته مثلاً بد نیستم، تو چه‌طوری؟ و فسار فساری‌زاده هم برایم hug فرستاده و آن یکی فنِ صبح‌ها دیر از خواب بیدارشدن شده. تازه؛ من هم می‌توانم نظرم را بگویم که بهمانی! خیلی خوشم آمد از کوییزی که درباره‌ی دخترها دادی.

دو
من دیر وارد فیس‌بوک شدم. در تمام آن مدت فکر می‌کردم نه، نباید عضو شوم. من دلم نمی‌خواهد روابطم با آدم‌ها محدود شود به فیس‌بوک و سی‌صدوشصت و این جور چیزها. بگذار کسی می‌خواهد نظری بگوید، به خودِ خودم بگوید. بگذار عکس‌هایمان را خودمان وقتی هم را می‌بینیم به هم نشان دهیم، بعد با انگشت خودمان را نشان دهیم، بخندیم به قیافه‌ی هم، خنده‌های هم را ببینیم، صدایشان را بشنویم.
ولی به یک جا رسیدم که دیدم هرجا تو دانشگاه بچه‌ها جمعند، حرف از بازی مافیای فیس‌بوک است، یا یکی‌شان عکسی گذاشته و بقیه دارند عکس‌ها را تگ می‌کنند. نتیجه‌ی کوییزهایشان را با هم مقایسه می‌کنند و من -از همه‌جا بی‌خبر- همین‌جوری نگاهشان می‌کنم که خب، این‌ها یعنی چی؟
آخرش کنج‌کاوی و این بی‌خبری از همه‌جایم کار خودش را کرد. صفحه‌ی فیس‌بوک را باز کردم، ای‌میلم را وارد کردم و به ‌فاصله‌ی چند روز آدمی که سالی یک بار هم نمی‌بینمش شد فرند من. بعد فهمیدم که به نظر دوستم من از یکی دیگر جذاب‌ترم و او ترجیح می‌دهد با یکی دیگر مسافرت برود تا من. و از این‌جور اطلاعات به نظر من بی‌ارزش.

سه
هدفم این نیست که فیس‌بوک و امثال آن را بکوبم. حرفم این است که اگر خیلی دوست دارید کسی را خوش‌حال کنید و برایش gift بفرستید، جایش بروید کمی در خیابان‌ها بگردید، حوصله کنید و چیزی بخرید و بعد بدهید بهش. که ذوق کند، خوش‌حال شود. اگر هم آن‌قدر دوست ندارید این فله‌ای giftفرستادن‌ها چیست؟
می‌خواهم بگویم من می‌ترسم، واقعاً می‌ترسم از آن روزی که کامنت بخواهد جای اس‌ام‌اس را بگیرد، اس‌ام‌اس جای تلفن را. و تلفن حرف زدن جای هم‌دیگر را دیدن. و دارم به این فکر می‌کنم که بعدها جای کامنت را چه چیزی قرار است بگیرد، جداً؟
نظرات (۶)