pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
من این همه نیستم ماچیسمو ۲
اشکان خیل‌نژاد
«ایمان بر چهار پایه استوار است: بر شکیبایی، یقین، عدالت و جهاد» امام علی (ع)

برای آن دسته از دوستانی که برای نخستین‌بار مجله‌ی پرونده را دست گرفته و برگ می‌زنند واجب است تا شماره‌ی قبلی «ماچیسمو» را مطالعه نمایند، چرا که این ادامه‌ی آن است.

خدا را سپاس‌گزارم از آنرو که مقوله‌ای به نام facebook را گسترش داد تا مشتی جواد با رغبت جذب آن گردند؛ این خود اتفاق میمونی است. و اما ادامه...

۴. میانسالان (۲۹ تا ۵۹ سالگی):

در این سنین انسان ها به دلیل مشغله های کاذب و به درد نخور از جمله پیشرفت مالی- اعتبارات اجتماعی- ترفیع رتبه و... کمتر وقت بی ارزش خود را صرف جنس مخالف می کنند و در مقابل بهترین لحظات زندگی خود را وقف مفاهیم چیپ و عاری از لذتی همچون "خانواده" می نمایند؛اما از آن رو که خدا همه ی بندگان خود را حتی از نوع احمقش دوست می دارد راه فراری هم از این روزمرگی پیش پای مخلوقاتش نهاده. اگر افراد حاضر در این دسته را به سه قسمت نا مساوی تقسیم کنیم مطلب برایمان شفاف تر می گردد.

الف)متاهلان:افراد حاضر در این طبقه همان ستم دیدگان و فرومایگانی اند که در دوران پیشین(جوانان) دم به تله داده و پای کثیف خود را جای والدین گذارده اند،اینان به مثابه ابلهان بی کفایت سنت را طوطی وار تکرار می کنند وبدون آگاهی از منجلابی که درآن غوطه ورند آلت دسته قدرتمندان گشته و همچون دستگاه های جوجه کشی کرایه ای ،برای تولید مثل و ایجاد بچه های تخم سگ با افتخار تقلا می نمایند.ایِن مردم سخیف و نحیف فقط برای حفظ منافع سرمایه داران و بعضا برای چند لحظه ارضای جسمی یک نسل را مثل علف هرز بد بخت می کنند."همانا که گمشید،زیرا از زیانکارانین!".البته نا گفته نماند که در این بین هستند افراد خوش شانس و اقبالی که ستاره ی برج اسعدشان درخشیده و بچه دار نمی شوند و یا رو به اعمال جسورانه ای چون وازکتومی می آورند که بسیار پسندیده و مقبول است.افراد این قشر فراگیر از خروس خوان صبح تا بوق سگ بیشتر در پی تامین معاش خانواده اند تا خود!مگر چی بشود که شانس در خانه شان را آرام بزند تا یه پنجشنبه شبی به طور اتفاقی فرزندان بی کارشان،با کار شوند و با همسر خود تنها یاد دوران جوانی کنند. خوشبختانه این همه خمودگی و روزمرگی رو که در بالا برای متاهلان ذکر کردم فقط ظاهر قضیه را اعیان می کند و همان گونه که آنها از روابط مستتر ما نا آگاهند ما نیز از آنها کاملا با اطلاع نیستیم.این مطلب را با ذکر چند سوال بحرانی بسط می دهم...آیا خاموش بودن تلفن همراه پدران هنگام حضور در خانه فقط و فقط به خاطر ترجیح خانواده به کاراست؟ولو اینکه بدهکار باشند یا حتی هیچ حرف مشترکی با خانواده ی خود غیر از فوتبال نداشته باشند!(من که باور نمی کنم)...و یا چرا بسیاری از پدران ما از کار کردن همسر خود در جامعه ممانعت می کنند؟!مگر نه اینکه پدران من وشما با درصد قابل توجهی از زنان همکارند و اگر فرض را بر این بگیریم که روابط بین آنها فقط منوط به کار است و با قبول اینکه در کار هم داشتن تجربه از ارکان بسیار مهم می باشد، پس چرا باید دختران جوان و کم تجربه منشی و معاون می شوند؟!...پس شک نکنیم که روابط دیگری هم در حین کار حاکم است که به شدت بر خود کار ترجیح داده می شود و حتی در پاره ای از مواقع مهمترین "کار" می شود.نا گفته نماند که من به شخصه حق را به زیرآبی روندگان می دهم،زیرا که وقتی خود ما تنها بعد از دو هفته رفاقت در پی تعویض گزینه ی مورد نظر هستیم پس باید به آنها حق داد،چون بیست سال بی خیانت زتدگی کردن کار احمقانه ایست(چه مادر چه پدر)و حتی نوعا مشاهده شده این گونه روابط پنهانی باعث استحکام خانواده شده،زیرا قدر دانی هنگام مقایسه جلوه ی بیشتری دارد.

ب)متارکه کنندگان:کسان این گروه بسی با جسارت از دسته ی فوق اند؛چرا که به اشتباه و گناه خود واقف گشته و در صدد جبران مافات بر آمده اند.راه های زیادی برای رسیدن به این نوع آزادی وجود دارد:از بهانه ی بچه دار نشدن گرفته تا گیر مادر شوهر و دخالت مادر زن و خودکشی؛بله خود کشی!چه کسی باور می کند که واقعا یک زن فقط و فقط به خاطر مرگ ناگهانی همسرش بیوه شده باشد؟آیا این مرگ آرام و یهویی، ریشه در یکنواختی و تعهد و تکلف نسبت به موجود ناقص العقل دیگری ندارد؟ شواهد و تمایلات حاکی از آن است که مردان و زنان این قشر - به خصوص بیوگان- از بهترین گزینه های زیر آبی برای متاهلان هستند(البته بعد از فنچکان دبیرستانی و دانشجویان دختر شهرستانی که عقب کار می گردنند)آنهم به خاطر داشتن شرایط رفاهی مناسب از جمله: منزل بی همسر – درآمد مناسب – تجربه کافی در هر نوع رابطه ی نا مشروعی.جا داره یاد آور شوم که این قشر به خاطر پاره ای از خاطرات گذشته به شدت آسیب پذیرند و این امر از منظر افراد سود جو پنهان نمانده و به طرق مختلف و با حربه های گوناگون قصد سوء استفاده دارند"همانا که ملعونید،ای سودجویان". متاسفانه باید عرض کنم که ترس از کهولت سن و به دنبال آن از دست رفتن جذابیت جسمی و همچنین عدم همسری مناسب،مردان و زنان مترکه کننده را به سمت "تیپ حیوان ریخت شناسانه" سوق داده(اصطلاح تخصصی در جامعه شناسی مدرن) یعنی همان سازش زیستی با حیوانات خانگی چه مادی چه معنوی،

پ)مجردان: افراد این قشر همانا از فکورترین و جسورترین مردمان دنیایند. زیرا اسیر خواسته های نفسانی، خانواده و جامعه نگشته و با فراست و فراغ بال کامل از هر باغی گلی می چینند و بعد از اندکی بو و تماشا به سراغ گلی بهتر می روند. اینان هیچگاه بی محابا و فقط برای خندیدن به حرکات با نمک و با مزه کودک دست به خبط بچه دار شدن نمی زنند و هیچگونه تعهدی به هیچ احدالناسی هم ندارند. آمار جهانی در سال 2008 نشان می دهد که قریب به 98 درصد افراد مجرد بالای 80 سال عمر می کنند و مشهورترین افراد در شغل و حرفه خودند. ناگفته پیداست که مجردان مهمترین و جدیترین خریداران مواد و ابزار بهداشتی و فوق بهداشتی ( ! ) از داروخانه های شبانه روزیند. که این نشان از درایت و آگاهی آنان در هر گونه رابطه ای دارد. مطمئنا پاره ای از منتقدان بی کار و نافیان آزادگی بشریت، برچسبهایی از جمله افسردگی و افسار گسیختگی بر پیشانی بلند این نحله فرهیخته می زنند که بدون شک از پایه ویران است چرا که " افسردگی با آزادی، به از پشیمانی با تکلف " .در پایان برای جلوگیری از خلط مبحث یادآور می شوم مجردان با ترشیدگان از زمین تا آسمان مفارقند و ما منظورمان از افراد مجرد همان انسانهایی ست که به پیروی از خالق خود با استقان،تجرد پیشه کردند.

در مورد مکانهای ملاقات سه گروه مذکور باید به هتلها، رستورانهای شیک و بعد از تنها 2 ساعت به اتاقهای مخفی رئیسان، کلبه های ییلاقی هنرمندان، باغهای تاجران و ویلاهای کاسبان اشاره نمود که همگی از قضا در حومه ی شهرند. بحث های آنها بر خلاف سه دوره ی قبلی ( نونهالان، نوجوانان.جوانان ) حول زمان حال می گذرد. گویی یک قرارداد از پیش تعیین شده آنها را از آینده دور می کند. در این دوره دیگر از اسم و تخلص و رشته دانشگاهی خبری نیست و فقط" شهرت و درآمد" حرف اول و آخر را می زند یعنی اگر پانیز پپه و در دانشگاه هم رشته دامپزشکی خوانده باشد اما ارث کلانی نصیبش گشته باشد طرفداران بیشتری نسبت به عاطفه شیطونه نویسنده که تمام دارایی خود را صرف فرهنگ کرده دارد. از دیگر مشکلات عدیده میانسالان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ – کچلی مفرط
۲– خور و پف های شبانه
۳ – اندام افتادگی
۴ – بهانه ای تحت عنوان عادت ماهانه

۵. بازنشستگان (۶۰ تا ۸۰ سالگی):

در این دوران به دلیل کمبود منابع سمعی و بصری زنده ناچار به تحقیق میدانی شدم که آن هم به خاطر آلزایمر و پیری مفرط چندان جالب نشد.فقط میتوانم پیرامون مباحث مورد بحث این دسته عرض کنم که بیشتر در مورد گذشته های تخیلی و نه چندان باور پذیر خود است و البته که بسیار دوست داشتنی و جذاب برای هم تعریف می کنند.مکان های ملاقات هم که بی شک در پارکهای قدیمی و خانه های سال مندان است.در این سنین نه اسم نه تخلص نه رشته نه شهرت هیچ کدام مهم نیستند،تنها و تنها سرزندگی و سلامتی اهمیت دارند.از مشکلات قابل ذکر این دوران:

۱- بی‌خوابی
۲- سرطان‌های لاعلاج
۳- ارثیه کم‌گذاشتن
۴- دندون‌های مصنوعی

والحمدلله وحده و صلی الله محمد و
عترته وحسبنا الله و نعم الوکیل
پانزدهم ربیع‌الثانی سال ۱۴۳۰ ه.ق
اشکان خیل‌نژاد
نظرات (۸)