pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب سکوت سرد سرد
حامد اوصانلوی
«کاوه یغمایی» از پیشروان موسیقی راک و زیر‌شاخه‌هایش در ایران بود. در بسیاری از آلبوم‌ها نام او را می‌خواندیم تنظیم‌کننده، نوازنده و... اتفاق زمانی رخ داد که روبرویم، زمانی که نوجوانی دبیرستانی بودم، عکس جوان گیتار‌به‌دست را با آن چهره‌ی بی‌احساس بر سر در انتشارات باربد دبدم؛ آلبوم «مترسک». آن آلبوم و تأثیرش بر موسیقی گذشت. تأثیری که به خاطر کم‌کاری کاوه در حال رنگ‌باختن بود، گفته می‌شد به کانادا رفته تا درامری حرفه‌ای پیدا کند، سال پیش اما نماهنگی پخش شد و به دنبال آن آلبوم «سکوت سرد». اثری که خارج از حیطه‌ی مرزهای ایران و ممیزی آن زاده شده بود، بدون هیچ‌کدام از محدودیت‌هایی که کاوه در مورد مترسک از آنان گلایه داشت.

سکوت سرد تنها عنوان اثر نیست. بیان‌کننده‌ی فضای حاکم بر کل آلبوم است؛ به طوری که بر خلاف مترسک، این‌بار با اثر احساس صمیمیت نمی‌کنیم و نمی‌توان آلبوم را یک اتفاق نامید؛ با این وجود منکر هنر آهنگ‌سازی کاوه هم نمی‌توان بود. آلبوم با آهنگی در فضای موج نوی راک‌های مدرن جهان آغاز می‌شود، ترانه‌ای با مضمون اجتماعی که همانند آلبوم اول از علاقه‌ی یغمایی به مسائل روز حکایت می‌کند، ریتم منقطع آهنگ شبیه کارهای نیومتال است و خبری از فضاسازی موسیقی پاپ ایرانی نیست. باید اعتراف کرد با ملودی تکرارشونده‌ی این آهنگ و آهنگ «تب»، یغمایی ثابت می‌کند یک سر و گردن از تکرارکردن ملودی‌های کهنه، همچون جریان غالب موسیقی ایران بالاتر است، به شکلی که حتی شنونده‌ی آشنا با موسیقی روز راک را غافل‌گیر می‌کند. نقطه‌ی قوت «سکوت سرد» بدون شک ترانه‌های آهنگ‌هاست و این‌بار هم کاوه یغمایی سلیقه‌ی متفاوت خود را به رخ می‌کشد. سلوهای آهنگ‌ها برخلاف آلبوم «مترسک» که خودنمایانه و طولانی می‌نمود، کاهش چشمگیری داشته؛ اما به نظر می‌رسد این بار کوتاه‌تر از حد مطلوب است و مخاطب را ارضا نمی‌کند.

این سرهم‌بندی به خصوص در ساختار کلی آهنگ‌ها به چشم می‌خورد. اگر در آلبوم مترسک علی‌رغم تکرار آهنگ‌ها تحت عنوان ورژن راک و ورژن پاپ به آثاری ماندگار چون «مترسک» بر می‌خوردیم، این‌بار شاید کوتاهی زمان آهنگ‌ها، تکرار ترانه به شکل نعل‌به‌نعل در دو «غیر‌تکرار‌شونده»ی آهنگ همین‌طور عدم حس صداقت در آثار هرچند زیبای آلبوم، منجر می‌شود به این که هیچ آهنگی به صورت ماندگار ذهن مخاطب را اشغال نکند. هرچند منکر زیبایی آهنگ‌ها نیستم و هنر یغمایی غیر‌قابل‌انکار است. اما مثلاً آهنگ «ساده» در عین برخورداری از ترانه‌ای جذاب و فضای فانتزی و مناسب متن، بیش از حد ساده است و پس از دقت، مخاطب سخت‌گیر را ارضا نمی‌کند یا برای نمونه آهنگ کم‌نظیر «نسل سوخته»، علی‌رغم ایده‌ی نو، چه در مضمون، چه در ترانه، چه در ساختار حرفه‌ای مانند شروع متفاوت، تلفیق زیبای گیتار اکوستیک و الکتریک دیسترشن‌دار بیش از حد طولانی می‌شود و حالت شعارگونه‌ای می‌گیرد، این از این اثر فاخر بعید است و منجر به رنجش مخاطب ذوق‌زده از شروع زیبای آهنگ می‌شود. در «سکوت سرد» آثار تأمل‌بر‌انگیز هم کم نیست، برای نمونه از آهنگ «جاده» باید با احتیاط عبور کرد؛ علی‌رغم شباهت غیر‌قابل‌انکار آن با آهنگ «استعاره»ی آلبوم «مترسک»، این بار ساختاری پخته‌تر می‌بینیم و در قسمت «تکرار‌شونده»ی آهنگ، به نوعی تخلیه‌ی احساسی می‌رسیم که ما را وادار به تحسین می‌کند. همین‌طور است فضاسازی و ملودی روان گیتار به انضمام افکت مناسبش. اما اثری که مخاطب را به وجد می‌آورد بدون تردید «with you» است با ریتمی اسپانیش که احساسات هر مخاطبی را به غلیان می‌آورد. برای نمونه به «پیش‌تکرار‌شونده»ی آهنگ دقت کنید که چگونه با استفاده از آکورد بم، فضای اثر را رویایی می کند و با ملودی‌ای غمگین و معصومانه همه‌چیز را مهیای «تکرار‌شونده»ای می‌سازد که گویا رویایی را با وصف پیشین تبدیل به حقیقت می‌کند: با ریتمی که ناگهان روان می‌شود. شاید صدای خواننده‌ی زن در این اثر بهترین انتخاب نبوده، اما بر روی ترانه‌ی خاصِ اثر سوار می‌شود.

آهنگ‌های «برگرد» و «فریب» در آخر آلبوم، دنباله‌ی آلبوم را با نوسانی معتدل پیش می‌برند. دومی (فریب) کاری قدیمی است متعلق به دوره‌ی آلبوم پیشین که در «تکرار‌شونده» با اضافه‌شدن کیبورد بر خلاف آغاز آهنگ که بیشتر شبیه اثر راک کلاسیک و تا حدی کسل‌کننده است وارد فضای آهنگ‌های «ترنس» می‌شود، زمان آهنگ و ساختار آن کاملاً شبیه آهنگ‌های «مترسک» است، آهنگی نوجوان‌پسند؛ که البته در لحظاتی همچون آغاز «تکرار‌شونده» و تند‌شدن تمپوی آهنگْ لذت‌بخش هم می‌شود. «برگرد» اما با ریتم «پانک راک»ش - به کارهای امثال avril lavigne ,nirvana, ... دقت کنید - در تکرارشونده نوuی تنوع در آثار کاوه یغمایی‌ست. خواندن کاوه یغمایی بدون شک شخصیت‌مند است و پیش از هر چیز ما را به یاد پدرش می‌اندازد و در اثر فوق یا «تب» خودنمایی می‌کند: شکلی یک‌دست و خالی از تحریرهای ایرانی رایج، با آن صدای معصوم و لهجه‌دار.

آلبوم سکوت سرد جواب‌گوی انتظاری که برای آن می‌رفت نیست، اما در کمبود موسیقی مناسب راک و متال و پانک و... خلأ را تا حد مناسبی پوشش می‌دهد. شاید اگر آهنگ‌ها هوشمندانه‌تر چیده یا تک‌تک نقد می‌شدند، نمره‌ی بالایی می‌گرفتند. کار ضعیف‌تر استودیویی نسبت به «مترسک» را هم به این اضافه کنید. به طوری که این کار مناسب آلبوم‌های پاپ بود تا راک. به هر صورت یک‌بار گوش‌کردن آن را توصیه می‌کنم.

از ۵:
نمره‌ی کلی اثر: ۳.۷۵
کار استودیویی: ۲.۷۵
در مقایسه با آثار مشابه داخلی: ۴.۵
در مقایسه با آثار مشابه خارجی: ۳
خواننده: ۳.۷۵
آهنگ‌سازی :۴
تنظیم: ۳.۵
نظرات (۶)