|
|||
نوری از روزنه به عبارت دیگر |
| امیرحسین هاشمی |
وقتی نشر کارنامه چاپ دوم «بازماندهی روز» ایشیگورو را با ترجمهی نجف دریابندری و آن ظاهر شیک به بازار فرستاد، تمام وبلاگها و نشریات پر شدند از بهبه و چهچه و تعریفهای بیشازحدی که کار را به حالت اشمئزاز رسانده بود. مطمئناً اگر کتاب با شکلوشمایلی معمولی یا با نشری مثل نیلوفر چاپ میشد، اینهمه نمیفروخت و البته از «همهخوانده»شدنش هم جلوگیری میشد. آیا با چاپ اول بازماندهی روز هم رفتار مشابهی شده بود؟
به خاطر همین رفتار زنندهی کتابخوانها و غیرکتابخوانهایی که بازماندهی روز را خریده بودند، مدتی اسم نجف دریابندری شده بود ورد زبانها و البته پز روشنفکری. نجف دریابندری شده بود اسطورهی ترجمه و قهرمان بلامنازع نثر فارسی. بعد هم که تب کتاب فروکش کرد و همهچیز تمام شد. کتابهای روشنفکری-سوسولی جدید وارد بازار شدند و جای قبلیها را گرفتند. همانطور که اسمهای جدید جای اسمهای قدیمی را.
چرخهی بازار کتابهای روشنفکری-سوسولی چرخهی مهوّعی است و بدتر از آن، کسانی هستند که این چرخه را میگردانند؛ یعنی غیرکتابخوانهایی که خواندن برایشانْ صرفاً یک وسیلهی تجملاتی است برای مطرحکردن خود. اینها همانهایی هستند که «صد سال تنهایی» و «مسخ» و «عقاید یک دلقک» را میپرستند و وقتی ازشان دربارهی «از عشق و دیگر اهریمنان» و «محاکمه» و «نان سالهای جوانی» بپرسی، هیچچیز نمیدانند. بگذریم از اینکه چرخهی مذکور کمکم دارد کتابهای کمتر مشهور را هم به داخل خود میکشاند و نوعی طبقهی روشنفکر-سوسول جدید به وجود آورده است.
در دو پاراگراف بالاتر، نوشتم «نجف دریابندری شده بود اسطورهی ترجمه و قهرمان بلامنازع نثر فارسی»؛ برای رفع سوءتفاهم باید بگویم البته که نجف دریابندری شایستهی این عناوین است؛ اما نه به واسطهی انتشار «چاپ دوم» بازماندهی روز. چرخهای که بالاتر توضیح دادم به این خاطر مهوّع است که با کسی مثل نجف دریابندری همانطور برخورد میکند که با یک نویسنده یا مترجم متوسط که صرفاً به خاطر شرایط موقت بازار مطرح میشود. جای نجف دریابندری و کتابهایش در این چرخهها نیست.
پیشتر، یعنی وقتی که نجف دریابندری جوان بود، فعالیتهای نویسندگیش وسعت بیشتری داشت و مطبوعات آن روزها افتخار انتشار یادداشتهای او را داشتند. نجف دریابندری دوبار مقالههای پراکندهاش را جمع کرد و در دو کتاب به نامهای «در عین حال» و «به عبارت دیگر» به چاپ رساند. اولی مقالههای سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۹ را در بر میگرفت و دومی ۱۳۵۲ تا ۱۳۶۳. اولی را انتشارات پیام منتشر کرد و دومی را مؤسسهی انتشارات پیک. «در عین حال» را بعدتر کتاب پرواز هم چاپ کرد؛ اما «به عبارت دیگر» دیگر تجدید چاپ نشد. شاید دلیل اصلی این مسأله، ارجاع زیاد مقالههای کتاب به مسائل بیرونی آن موقع باشد. برای مثال چندتا از مقالهها معرفی و نقد نمایشها یا کتابهای آن زماناند و شاید خواندن آنها بدون وجود منبع اصلیشان بیفایده باشد.
مقالههای به عبارت دیگر پنج دسته شدهاند:
۱- نقد و نظر: همان بخشی که بالاتر گفته شد.
۲- یاد گذشتگان: معرفی هوشنگ پزشکنیا، اریک فروم و آرتور کسلر؛ به علاوهی جوابیههای نجف دریابندری به مقالههای عباس میلانی و فرامرز تبریزی که در جواب به اولین مقالهی نجف دریابندری در مورد کسلر نوشته شدهاند.
۳- یک سخنرانی و یک مصاحبه: سخنرانی با عنوان «طومارهای بحرالمیت» در مورد طومارهایی که از اسفار عهد عتیق به دست آمدند و ارتباط آن با آیین مسیحیت؛ و مصاحبه دربارهی حق تألیف.
۴- سیری در نقاشی: معرفی بسیاری از نقاشان مطرح و سبکهای گوناگون نقاشی اروپا.
۵- دو مقالهی فلسفی: «توضیح و شبه توضیح» و «عقلانیت غیرعقلانی»
مطرحنبودن کتابهایی مثل «در عین حال» و «به عبارت دیگر» نشانهی خوبی است و البته تنها این نکته را نشان میدهد که کسی کشتهمردهی نثر خوب نجف دریابندری و تیزبینی او در مورد مسائل مختلف نیست. کسانی که نجف دریابندری را بعد از چاپ دوم بازماندهی روز حلواحلوا میکنند، فقط و فقط به دنبال یک کتاب خوشگل میگردند برای هدیهدادن در روز ولنتاین.
نظرات (۶)
به خاطر همین رفتار زنندهی کتابخوانها و غیرکتابخوانهایی که بازماندهی روز را خریده بودند، مدتی اسم نجف دریابندری شده بود ورد زبانها و البته پز روشنفکری. نجف دریابندری شده بود اسطورهی ترجمه و قهرمان بلامنازع نثر فارسی. بعد هم که تب کتاب فروکش کرد و همهچیز تمام شد. کتابهای روشنفکری-سوسولی جدید وارد بازار شدند و جای قبلیها را گرفتند. همانطور که اسمهای جدید جای اسمهای قدیمی را.
چرخهی بازار کتابهای روشنفکری-سوسولی چرخهی مهوّعی است و بدتر از آن، کسانی هستند که این چرخه را میگردانند؛ یعنی غیرکتابخوانهایی که خواندن برایشانْ صرفاً یک وسیلهی تجملاتی است برای مطرحکردن خود. اینها همانهایی هستند که «صد سال تنهایی» و «مسخ» و «عقاید یک دلقک» را میپرستند و وقتی ازشان دربارهی «از عشق و دیگر اهریمنان» و «محاکمه» و «نان سالهای جوانی» بپرسی، هیچچیز نمیدانند. بگذریم از اینکه چرخهی مذکور کمکم دارد کتابهای کمتر مشهور را هم به داخل خود میکشاند و نوعی طبقهی روشنفکر-سوسول جدید به وجود آورده است.
در دو پاراگراف بالاتر، نوشتم «نجف دریابندری شده بود اسطورهی ترجمه و قهرمان بلامنازع نثر فارسی»؛ برای رفع سوءتفاهم باید بگویم البته که نجف دریابندری شایستهی این عناوین است؛ اما نه به واسطهی انتشار «چاپ دوم» بازماندهی روز. چرخهای که بالاتر توضیح دادم به این خاطر مهوّع است که با کسی مثل نجف دریابندری همانطور برخورد میکند که با یک نویسنده یا مترجم متوسط که صرفاً به خاطر شرایط موقت بازار مطرح میشود. جای نجف دریابندری و کتابهایش در این چرخهها نیست.
پیشتر، یعنی وقتی که نجف دریابندری جوان بود، فعالیتهای نویسندگیش وسعت بیشتری داشت و مطبوعات آن روزها افتخار انتشار یادداشتهای او را داشتند. نجف دریابندری دوبار مقالههای پراکندهاش را جمع کرد و در دو کتاب به نامهای «در عین حال» و «به عبارت دیگر» به چاپ رساند. اولی مقالههای سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۹ را در بر میگرفت و دومی ۱۳۵۲ تا ۱۳۶۳. اولی را انتشارات پیام منتشر کرد و دومی را مؤسسهی انتشارات پیک. «در عین حال» را بعدتر کتاب پرواز هم چاپ کرد؛ اما «به عبارت دیگر» دیگر تجدید چاپ نشد. شاید دلیل اصلی این مسأله، ارجاع زیاد مقالههای کتاب به مسائل بیرونی آن موقع باشد. برای مثال چندتا از مقالهها معرفی و نقد نمایشها یا کتابهای آن زماناند و شاید خواندن آنها بدون وجود منبع اصلیشان بیفایده باشد.
مقالههای به عبارت دیگر پنج دسته شدهاند:
۱- نقد و نظر: همان بخشی که بالاتر گفته شد.
۲- یاد گذشتگان: معرفی هوشنگ پزشکنیا، اریک فروم و آرتور کسلر؛ به علاوهی جوابیههای نجف دریابندری به مقالههای عباس میلانی و فرامرز تبریزی که در جواب به اولین مقالهی نجف دریابندری در مورد کسلر نوشته شدهاند.
۳- یک سخنرانی و یک مصاحبه: سخنرانی با عنوان «طومارهای بحرالمیت» در مورد طومارهایی که از اسفار عهد عتیق به دست آمدند و ارتباط آن با آیین مسیحیت؛ و مصاحبه دربارهی حق تألیف.
۴- سیری در نقاشی: معرفی بسیاری از نقاشان مطرح و سبکهای گوناگون نقاشی اروپا.
۵- دو مقالهی فلسفی: «توضیح و شبه توضیح» و «عقلانیت غیرعقلانی»
مطرحنبودن کتابهایی مثل «در عین حال» و «به عبارت دیگر» نشانهی خوبی است و البته تنها این نکته را نشان میدهد که کسی کشتهمردهی نثر خوب نجف دریابندری و تیزبینی او در مورد مسائل مختلف نیست. کسانی که نجف دریابندری را بعد از چاپ دوم بازماندهی روز حلواحلوا میکنند، فقط و فقط به دنبال یک کتاب خوشگل میگردند برای هدیهدادن در روز ولنتاین.
نظرات (۶)



به عبارت دیگر

بحث تخصصیه به عنوان یه نامتخصص میگم که اگه به متخصصی در جایی به خاطر چیزی غیر از تخصصش تبریک بگی یه جورایی بد وبیراه گفتی بهش!!
طومارهای بحرالمیت را همان موقع که خواندم خیلی برایم جالب بود. آنوقتها یکطور برایم به چالش کشیدنِ شخصیّت تاریخی عیسا بود. خیلی دوست دارم دوباره بخوانمش. یادِ خوبی بود. :)
سلام. سال نو مبارک. نوشته ی خوب و تحسین برانگیزی است. شاد باشی.
ببین اگه منظورت کوبیدن کساییه که با این موج حرکت میکنن...خب تا یه حدی قبول دارم. توجه کن که مخاطب نهچندان چدی ادبیات، دوست داره صرفاً لذت ببره و یه قسمتی از این لذت حرکت رو موجه)
ولی اگه کوبیدن خود این موجه، نه، قبول ندارم. ببین... اولاً این جور موجها بالاخره یه جماعتی رو کتابخون میکنن. من فکر میکنم هرجور تشویق آدما به خوندن خوبه. ثانیاً مثلاً من بعد اینکه بازماندهی روز رو خوندم، رفتم چدنتا دیگه از ایشیگورو خوندم. به سلیقهی نجف دریابندری هم ایمان آوردم، رفتم چندتا از ترجمههاشو خوندم (وداع با اسلحه، پیرمرد و دریا، یک گل سرخ برای امیلی، گور به گور) رگتایم رو هم گرفتم میخوام بخونم.
1.تو خیلی بلطی،آفرین!!!!
2.یه سوال دارم ازتون...خواستم ببینم منی که کتاب"از سیر تا پیاز"آقای دریا بندری رو می خونم جزو موج روشنفکر-سوسولی می شم یا گروهک روشنفکر-سوسولی جدید؟؟!
3.واقعا آفرین،تو خیلی خیلی بلطی!!!D:
خوب شد اون چاپ اولش رو دارم، همون جلد سياهه، و الا تا صبح ميشستم گريه ميكردم از شدت به دل گرفتن