pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
من این همه نیستم ماچیسمو
اشکان خیل‌نژاد
«دانا کسی است که قدر خود را بشناسد و در نادانی انسان همین بس که قدر خویش را نشناسد» امام علی (ع)

قبل از هر سخنی جا داره عرض کنم که به شخصه این عید باستانی و نوروز سعید را به یکایک شما عزیزان تبریک نمی‌گویم و حتی به رسمیت هم نمی‌شناسمش؛ چون من زمستانی ندیدم که حالا منتظر بهارش باشم.

علت غیبت من در شماره‌ی گذشته فقط و فقط اعتراض به سیاست‌های مخرب و یه بام و دو هوای مجله‌ی زرد پرونده بود. چون این پسرک چشم‌سبز (سردبیر) که از قضا انتصابی است، گاه و بی‌گاه نظرات دوستان مرا بی‌اجازه پاک می‌کرد و هربار هم عذری بامزه می‌آورد و کار را به جایی رساند که آن‌ها مجبور شدند به صورت پیامک، ایمیل و کامنت در 360 اعمال نظر کنند.
این شماره به روابط میان دختران و پسران در پنج مرحله‌ی مختلف زندگی می‌پردازد. جای تعجب نیست اگر به خیل دوستان بر بخورد و اتفاقاً چندان هم خالی از لطف نیست این امر...

۱. نونهالان (۱۳ تا ۱۵ سالگی):
رسوماً در این دوره به دلیل عدم گزینه‌های کافی، نونهالان فرد مورد نظر را با اکراه و امتناع و اجبار وافر از همسادگان و فک‌و‌فامیل بر می‌گزینند و از آن‌رو که چندان باتجربه هم نیستند فقط با اولین برخورد شانه به شانه در بازی وسطی یا حتی گرگم‌به‌هوا عشق به سراغشان می‌آید و تا مرز نوه و نتیجه هم در اذهان متخیل خود پیش می‌روند. نوعاً مشاهده شده که در این دوران بحرانی پسران خود را کوچک کرده و پیشنهاد دوستی می‌دهند و دختران هم بدون ذره‌ای فکر و فقط برای پز‌دادن میان دوستان خود می‌پذیرند. مهم‌ترین رکن دختر برای پسر در این سنین به دلیل عدم بلوغ جنسی و فکری «اسم» است. یعنی بدون نگاه و فکرْ جذب اسم طرف می‌شوند، برای مثال اسم پانیذ از طرفداران بیشتری نسبت به عاطفه در میان آحاد پسران برخوردار است و هر کسی سعی دارد – حتی با دروغ – دوست‌دخترش اسم جذاب‌تری نسبت به بغل‌دستیش در مدرسه داشته باشد. یکی از مشکلات غیر قابل حل در این نوع روابط، آمد و شد کم دختران در محله است؛ که البته این معضل به راحتی با داشتن یک خواهر مهربان و هم‌سن‌و‌سال رفع می‌گردد؛ زیرا باید او را طعمه قرار داد و دوستانش را به خانه کشاند و با عنصر جذابی به نام سگا و یا مشتقاتش (میکرو، سونی ۱، رایانه...) او را جذب و شیفته‌ی توانایی‌های خود در تقابل با دسته‌ی ۲ کرد و اگر کارگر نیفتاد، در ادامه‌ی برنامه‌ها باید نامه‌ای عاشقانه و بد‌خط تنظیم کرد و قایمکی در کیفش نهاد که بدون شک گزینه‌ی خرکن‌تریست و ردخور هم ندارد. بحث‌های اولیه پای تلفن در چنین روابطی پیرامون مسائل: شام چی خوردین؟ بابات چی‌کاره‌ست؟ استقلال یا پیروزی؟ تعداد خواهر و برادرات؟ چه خبر؟ و حتی سؤال مهم دیگه چه خبر؟ می‌باشد و بعد از حد‌اکثر ۵ دقیقه به دلیل شک خانواده‌ها قطع می‌کنند. از دیگر مشکلات این دوره می‌توان موارد ذیل را نام برد:
۱- داشتن برادران زیاد دختر که واقعاً خطرساز است
۲- صدای نازک پسران که گاهی توسط دختر با مادرشان اشتباه گرفته می‌شود و قطع می‌کند.
۳- سرویس‌های مدرسه که مانعی است برای همراهی زوجین.

۲. نوجوانان (۱۶ تا ۱۹ سالگی):
افرادی که در دوران قبلی نتوانستند گزینه‌ی مناسبی به چنگ آورند باید در عرض این ۳سال هر چه در چنته دارند رو کنند، از خالی‌بندی در مورد توانمندی و خانواده‌شان گرفته تا قرض‌گرفتن لباس از دوستان و لوازم آرایش. آزادی عمل در این دوران باعث به‌وجود‌آمدن خیل کثیری از پسران در جلوی دبیرستان‌های دخترانه ازساعات ۱۲ تا ۱۳ شده که حتی تمهیدات آموزش و پرورش مبتنی بر ۳۰دقیقه اختلاف بین تعطیل‌شدن دبیرستان‌های دخترانه و پسرانه نه تنها مؤثر نبوده، بلکه تایمینگ مفیدی گشته برای بزک‌کردن دختران. برخلاف سنین قبلی که «اسم» یک رکن بسیار مهم و غیر قابل انکار بود، دراین دوره تخلص و لقب جلوه و اعتبار بیشتری دارد، مثلاً عاطفه شیطونه جذابیت بیشتری نسبت به پانیذ پپه دارد. بلوغ جنسی که قرین گشته با این دوره باعث شده تا پسران بیشترین ساعات خود را به برنامه‌های مفید و منظم تماشای فیلم پورنو و یا حضور در باشگاه‌های بدن‌سازی بگذرانند و دختران هم در کلوپ‌های ایروبیک در پی برجسته‌کردن برجستگی‌هایشان باشند. به کرات دیده شده که گروهی از پسران یا دختران برای یافتن گزینه‌های مناسب‌تر پا را از اقلیم خود فراتر نهاده و به محلات دیگر کوچیدند که این خود باعث روابط میان‌فرهنگی و بعضاً دعواهای بین‌المحلی برای نوامیس شده. بحث‌های پای تلفن و اس‌ام‌اسی و چت‌کردن‌های نوجوانان مقداری از دوره‌ی قبلی متجددتر و بدیع‌تر است؛ یعنی پیرامون موسیقی و سلاطین آن مثل ساسی مانکن، حسین تهی و فوتبال و بازیکنان متعهد مانند نیکبخت واحدی یا حتی سینما و بازیگران شایسته‌ی آن از جمله پورسرخ، نیما شاهرخ‌شاهی و گلشیفته فراهانی می‌گذرد. پیشنهادها در میان نوجوانان نسبی است، بیشتر پسران و کمتر دختران تن به این خواری می‌دهند. مکان‌های عمومی، پارک‌های گنده و خلوت، سینماهای تاریک و تیراژه، همه مکان‌هایی است پیرامون گردش دو‌نفره و حرف‌زدن در مورد آینده‌ی دورشان. از مشکلات این دوره می‌توان به این موارد اشاره کرد:
۱- کنکور و کلاس‌های تقویتی
۲- پلیس‌های هرجایی
۳- پسرهای بزرگتر که رو به فنچ‌بازی آورده‌اند
۴- مجهزشدن سینماها به مادون قرمز
۵- موهای زائد دست و پای دختران و ابروان تمیز‌نشده‌شان.

۳. جوانان (۲۰ تا ۲۸ سالگی):
روابط در این سنین بسته به نوع دانشگاه متغیر است. به طور مثال روابط در دانشگاه آزاد با سراسری بسی متفاوت است و در مراحلی هم به تضاد می‌کشد؛ حتی در بین دانشگاه‌های آزاد نیز این جریان دیده می‌شود، یعنی واحد پرند با رودهن از زمین تا آسمان روابطش غریب می‌نماید. برای نمونه دانشگاه تهران را که گویا مادر هم هست برگزیدیم. در این دوره از زندگی ما با ۳نحله‌ی فکری/اجتماعی و ضمائم آن به انضمام یک گروه متغیر روبرو هستیم:
الف) کسانی که قبل از ورود به دانشگاه دوست‌پسر یا دوست‌دختر داشته و یا دارند و نیازی به عمیق‌کردن روابط در دانشگاه با جنس مخالف ندارند که البته بعضی اوقات زیرآبی هم می‌روند: این دسته همان افراد خزی هستند که بعد از ۲جلسه دوست پسر/دختر خود را مثل لوطی پای ناقاره سر کلاس می‌آورند و موجب خنده‌ی همگان می‌گردند.
ب) کسانی که روابط با جنس مخالف را بچه‌بازی می‌دانند و طالب ارتباط با همگان به یک اندازه‌اند: تجربه ثابت کرده افراد این نحله که دچار تب روشنفکری هم شده‌اند، پس از گذشت تنها چند ترم و خالی‌شدن اطرافشان مجذوب جنس مخالف شده و اگر گزینه‌ای یافت نشود و محیط خوابگاه هم مناسب باشد به همجنس‌گرایی روی می‌آورند.
پ) کسانی که ندید بدیدند و در دوران قبلی کاهلی پیشه کرده‌اند: این‌ها همان افرادی‌اند که نیامده کار را به نامزدی و بله‌برون می‌رسانند و درمراسم ازدواج همگانی با شادی شرکت می‌جویند و پس از بچه‌ی دوم تازه متوجه می‌شوند که با هم تفاهم ندارند (اتفاقاً در اطرافمان هم کم نیستند از این نوع، که قابل احترام‌اند به شدت).
ت) گروه متغیر: افراد این گروه همان آدم‌های غیر معمولی (دسته‌ی سوم) اند. تنها به ذکر این نکته بسنده می‌کنم که این افراد به فراخور موقعیت و شخص مورد نظر از هر سه دیدگاهی که در بالا توضیحش آمد استفاده می‌کنند و توضیح بیشتری روا نمی‌دارم (برای آگاهی بیشتر در مورد این گروه به جستار متابولیک مراجعه کنید).
درست بر خلاف روابط دوران قبلی که داخل شهری بود، در دانشگاه‌ها روابط به خارج از شهر و مرزها کشیده می‌شود - به دلیل دانشجویان با گویش‌های متفاوت؛ که این اتفاق میمون باعث وسعت انتخاب‌ها می‌گردد. در این دوران دیگر «اسم» و لقب کارآیی ندارند و تنها رشته‌ی تحصیلی نقش به‌سزا و تعیین‌کننده‌ای در آینده شخص دارد. با این توضیح که پسران و دختران کیس مورد نظر را به ترتیب اولویت از دانشکده‌های زیر می‌جویند: سینما، نمایش، نقاشی، مجسمه‌سازی، معماری، ادبیات، فلسفه... و آخرین گزینه هم دامپزشکی. این نکته نیاز به توضیح ندارد که پیشنهادها در بین دانشجویان نسبی است، البته کمتر پسران و بیشتر دختران تن به این خفت می‌دهند که پا پیش نهند. در مورد مکان دیدار هم باید عرض کنم تنها بعد از ۲جلسه تئاتر یا گالری یا سینما و کافه‌های روشنفکری رسماً به «مکان» تغییر مکان می‌دهند. از مشکلات عدیده‌ی دوران دانشجویی می‌توان اشاره‌ای به این موارد داشت:
۱- پیدایش ناگهانی دختران ورودی الجدید که مشت محکمی‌اند بر قدیمیان
۲- استعمال واژگان دوست اجتماعی/دوست معمولی/دوست فقط صمیمی...
۳- سیگار و بحث‌های بی‌نتیجه‌ی سیاسی

۲ نوع رابطه‌ی دیگر -میانسالی و بازنشستگی- در این مقال نمی‌گنجد، اگر عمری بود در شماره‌های آتی؛ پس این تحقیق دنباله دارد...

والحمدلله وحده و صلی الله محمد و
عترته وحسبنا الله و نعم الوکیل
بیست و دوم ربیع الاول سال ۱۴۳۰ ه.ق
اشکان خیل‌نژاد
نظرات (۱۶)