pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
سه‌ی شب م مثل metallica م مثل megadeth
حامد اوصانلوی
برای علاقه‌مندان به موسیقی سبک متال، نام «متالیکا»، گروه آمریکایی «ثرش متال»، نام آشنایی‌ست و کمتر کسی‌ست - حتی از میان افراد بی علاقه به این سبک - که یک یا دو نماهنگ از این گروه را ندیده باشد. در میان ، اما به طور ویژه ،هواداران این سبک های موسیقی نام مگادث megadeth) (با آن صدای دو‌رگه‌ی نخراشیده‌ی خواننده‌اش باید آشنا باشد. گروهی که می‌دانیم توسط (dave mustain) گیتاریست اخراجی متالیکا تقریباً همزمان با متالیکا شکل گرفت و به یکی از چهار بزرگ سبک (ثرش متال) و یکی از موفق‌ترین گروه‌ها از نظر تجاری بدل شد.

برایم آزاردهنده بوده است کم‌توجهی‌ای که نسبت به این گروه چه در درون و چه در خارج از مرزهای فلات ما نسبت به این موسیقی متفاوت از مگادث شده است؛ و پر واضح است بخش عظیمی از این رویداد عجیب به خاطر درگیری دیرینه‌ی اعضای اصلی متالیکا: «لارس اولریش» و «جیمز هتفیلد» با عضو اصلی مگادث یعنی «دیو ماستین» بوده. در کنار فرهنگ کتاب‌بینی، (هر چه کتاب بگوید درست است)، اولین برخورد با مگادث دوستان با مطالعه‌ی چهار خط آغازین کتب ترجمه‌ی ترانه‌های گروه‌های مختلف (یا کتب زرد)، آن را گروهی با موسیقی سخیف و دست دوم متالیکا می‌دانند. این برخورد غیرکارشناسانه که توسط بسیاری از منتقدان آن‌ور‌مرزی هم به ما تزریق شده، منجر به محروم‌شدن ما از یک منبع غنی موسیقی دستِ‌کم در سبک خاص خودش شده است.
پس از این مقدمه‌ی زاید (ناشی از عقده‌ی تحقیر دیگران)، در این چند خط بر آن‌ام تا مقایسه‌ای بین موسیقی دو گروه بزرگ متالیکا و مگادث انجام دهم:

اولین سؤالی که ذهنم با شنیدن اولین آهنگ مگادث با آن خصومت پیدا کرد ارتباط بین آن با متالیکا بود؛ آهنگ در فضایی مالیخولیایی با ریتم‌هایی مقطع از دیستورشن خشن شما را به یاد افسانه‌های علمی تخیلی می‌انداخت و از فانتزی بیشتری نسبت به متالیکا استفاده می‌کرد. جور در نیامد نه آن یک بار و بارها و بارهایی که به کلیه‌ی آثار مگادث گوش دادم. حتی در مورد آهنگی که دو گروه عیناً و نت‌به‌نت مشابه هم زده اند: در مورد متالیکا از آلبوم «four horseman» آهنگ «kille’m all» در مورد مگادث، از آلبوم «mechanix» آهنگ «killing is my business…» بین فضای دو آهنگ تفاوتی غیر قابل انکار وجود دارد. موسیقی متالیکا در کلمه‌ای می تواند خلاصه شود: شیک، آثار متالیکا از ساختار منسجمی برخوردارند و رنگ‌و‌بوی آثار متال موج نوی بریتانیایی را می‌توان در کارهایشان دید. درامزی که متالیکا در پشت آهنگ‌ها می‌نوازد غافل‌گیر‌کننده‌تر از مگادث است و درون‌مایه‌ی آهنگ‌های آنان را عموماً می‌توان هنری‌تر از مگادث یافت. معمولاً انسانی گم‌شده در محیط یا به صورت جنگ‌زده یا درگیر با خود یا مقهور جبر جامعه. اما مگادث از سوی دیگر تا مدت‌ها پس از شروع کار هیچ‌گاه موسیقی‌ای قابل پیش‌بینی ارائه نکرده است. در آثار این گروه بارها ساختار «غیر‌تکرار‌شونده - تکرار‌شونده - غیر‌تکرار‌شونده - تکرار‌شونده - سلو - تکرار‌شونده»ی مرسوم در آثار موسیقی غیر کلاسیک یا پاپ را که متالیکا بهره‌ی فراوانی از آن می‌برد شکسته است؛ در بسیاری از آثار گروه هیچ بخشی به معنی واقعی کلمه تکرار نمی‌شود. آهنگ اوج و فرود مشخصی ندارد. سلوها در جای‌جای آهنگ به صورت پراکنده و بسیار بی‌نظم‌تر جای‌گذاری شده‌اند. درامز در آثار مگادث کم‌تنوع‌تر از درامز لارس اولریش (درامر متالیکا) می‌تازد. ریتم‌ها به صورتی نواخته می‌شوند گویی ملودی‌ای بسیار پیچیده قرار است بارها در طول اثر نواخته شود - بر خلاف ریتم ساده‌ی آسفالت‌خورد‌کنی مرسوم متال که متالیکا به مقدار معتنابهی استفاده می‌کند - تمام این نکته به نوعی شهادت به تلاش آهنگ‌ساز برای ایجاد اثری متمایز از سایر گروه‌ها می‌دهد - تلاشی که در آلبوم «rust in peace» به اوج رسید؛ بعدتر در مسیر تجاری‌شدن و لج‌بازی «دیو ماستین» در تکرار موفقیت تجاری متالیکا کم‌کم فراموش شد - بماند که گروه در دو آلبوم آخری تلافی این مدت را کرد و دوباره به هویت قدیمی خود برگشت (بوق بوق) - مگادث از ترانه‌هایی با مضامین بسیار درونی‌تر استفاده می‌کند و هنگامی که از این لاک در می آید وارد نظریات هر چند ساده‌انگارانه‌ی سیاسی و اجتماعی خود می‌شود - من واقعاً نمی فهمم چه لزومی دارد این گروه‌ها در مورد همه‌چیز نظر دهند - مهم‌ترین وجه تمایز دو گروه اما فضای متفاوت حاکم بر آثار آنان است، متالیکا همواره درون فضایی روشنفکرانه‌تر و عمومی‌تر حرکت کرده که از حق نگذریم فوق‌العاده بوده است، در حالی که مگادث درون درگیری‌های شخصی انسانی و احساسات پیچیده‌ی انزوا، طرد‌شدن و پیچیدگی‌های مسائل سیاسی غوطه‌ور است که منجر می‌شود طرفداران متالیکا همواره بیشتر باشند؛ اما مگادث ارتباط صمیمانه‌تر و صادق‌تری با مخاطب برقرار کند.

سلیقه‌ی هر کس در هنر مسئله‌ای‌ست غیر نقد؛ اما احترامی که باید به مگادث گذاشت، مستقل از متالیکا، به نو‌آوری‌ها و ایجاد فضای گروه بر می‌گردد. موسیقی آن‌ها از جمله پیچیده‌ترین ،تکنیکی‌ترین، و در عین پلید نبودن - روی این کلمه تأکید دارم - تیره‌ترین آثار موسیقی متال محسوب می‌شود. شاید یک بار شنیدن بی‌طرفانه‌ی آثار گروه از آلترناتیوترین آثارشان تا خشن‌ترین آن‌ها، توضیح جامعی باشد که قلم را از حرکتِ بیهوده نگه دارد.
نظرات (۵)