pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
پلک سنگین پرانتز
معین فرّخی
این‏که سال نو شده و بهار آمده و امروز روز اول فروردین است و شماها هم لابد می‏روید یا رفته‏اید عید دیدن و قاطی آن برو و بیا، نشسته‏‏اید این متن را می‏خوانید، یعنی باید کمی رعایت کنم و از گل و بلبل بنویسم لابد. نه؟
هر سال همین است. یکی دو هفته مانده به سال نو، انگار کُل سالی که گذشت باید جمع شود و چکیده‏‏اش بشود چند روز پایانی. انگار مردم باید بیش‏تر بدوند و انگار همه‏شان به اندازه‏ی یک سال عقبند. چهارشنبه‏سوری باید پُر سروصدا باشد حتماً. بعد هم باید یک جا منتظر بمانند و نگاه کنند تا سال عوض شود تا بعد روبوسی کنند و به هم تبریک بگویند و سیزده روز همین کارها را تکرار کنند. کمی هم خستگی درکنند و کلاً کار خاصی نکنند و تن به رخوت دهند، بعد بیفتند به جان زندگی‏شان مثل قبل. نگاه کنی، کُلیتش چندان هم چیز دندان‏گیری نیست. به نظرم هرچی هست در جزئیاتش است. دست کم برای من اگر چیزی باشد، در جزئیات است. مثلاً در این است که بروم خانه‏ی مادربزرگ و ببینم همه‏ی خانواده جمع شده‏اند. لباس‏های شیک پوشیده‏اند، سه‏تیغ کرده‏اند و هیچ‏کدام به روی خودشان نمی‏آورند که با هم شاید اختلافی داشته‏اند. انگار هر کدام از اجزاء در خدمت کُلیتی به تفاهم رسیده‏اند. قراردادی نگفته، آن‏ها را کنار هم نگه می‏دارد و همه انگار خوش‏حال‏اند. همه به هم تبریک می‏گویند و مشکل‏هایشان را گذاشته‏اند گوشه‏ی امنی، برای وقتی دیگر. همین است که نوروز را لذت‏بخش می‏کند برای من. همین تکاپو در عین آرام‏نشستن. همین که یک خانواده جمع می‏شود، هفت‏سین می‏چیند، دیدوبازدید می‏رود، مسافرت می‏رود و آخرش هم می‏زند به طبیعت و بازی می‏کند. و گرنه قبل و بعد عید که –اگر اتفاق خاصی نیفتاده باشد- حال کسی عوض نمی‏شود، مشکل کسی حل نمی‏شود، زندگی که همان است که بود. عید به نظرم فقط پرانتزی است که باز می‏شود و زود بسته می‏شود. آن وسط علاوه بر همه‏ی دیدوبازدیدها، می‏شود شب‏ها دیرتر خوابید، صبحانه را وصل کرد به نهار، می‏شود از اکران فیلم‏های جدید لذت برد، بیش‏تر نوشت، بیش‏تر خواند، بیش‏تر ول گشت. بعدش هم همان آش است و همان کاسه. شماره‏ی بعد پرونده که درآید، می‏شود ۲۲ فروردین. مدرسه‏ها، دانشگاه‏ها و اداره‏ها باز شده‏اند و صبح‏ها باید زود بیدار شویم. همه‏ی این روزها هم برایمان دور شده‏اند. مثا خاطره‏‏ای محو از چند سال پیش.
با همه‏ی این حرف‏ها، هشتادوهشت‏تان مبارک. چه شروعش، چه ادامه‏اش.
نظرات (۵)