|
|||
تیغ روی شیشه حوزهی قدرت |
| امیرحسین هاشمی |
جاهایی هست که شما را تحویل میگیرند، در آنها محبوبید، حرفتان خریدار دارد، وقتی صحبت میکنید همه ساکت میشوند و خیره به شما فقط گوش میدهند، به حرفهای بیمزهتان هم میخندند و خلاصه شما در آنجا کسی هستید. به چنین فضاهایی میگوییم حوزهی قدرت. هر کس ممکن است حوزههای قدرت مختلفی داشته باشد: حوزهی قدرت وبلاگی، دانشگاهی، جمعهای دوستانه، مطبوعاتی و...
نمیشود نادیده گرفت که بخش زیادی از هویت هر کس، ساختهی همین حوزههای قدرتی است که دارد؛ و اگر این «بخش زیاد» تبدیل به تمام هویت شود، آنوقت آن فرد بیرون از حوزهی قدرتش دیگر هیچکس نیست...
درک درست از حوزهی قدرت و زمان و مکان مناسب، میتواند دست آزار را برای کسی که آن را دریافته است باز بگذارد. مثلاً برای انتقامگرفتن از کسی، او را به حوزهی قدرتتان میکشانید و با بعضی از تکنیکهای قبلی آزارش میدهید، دستش میاندازید و هر چیز دیگر. نکتهی مهم در حوزهی قدرت این است که معنای کارهای پیشپاافتاده و روزمره در آن عوض میشود. مثلاً یک مسخرهکردن ساده میتواند برای طرف مقابل خیلی خیلی سنگین تمام شود. مسخرهکردنی که شاید آن را در حالتهای دیگر هم انجام میدادهاید و هیچ اشکالی ایجاد نمیکرده است. اینبار یک نفر ارباب است که وقتی حرف میزند همه با تحسین نگاهش میکنند، و یک نفر برده که برایش کوچکترین تحقیر مساویست با لهشدن جلوی افراد ارباب. باید این نکته را هم در نظر گرفت که در یک حوزهی قدرت، رئیس و مرئوس نداریم. اغلب تمام افراد یک حوزه، از قدرت آن سود میبرند.
حالا کسی را در نظر بگیرید که بیرون از حوزهی قدرتش هیچ هم نیست. فرض میکنیم که شما جزو آنهایی نیستید که تمام هویتشان را حوزههای قدرتشان میسازند؛ در این حالت بیرون از حوزهی قدرت هم میتوانید برای خودتان کسی باشید. حالا یک رقابت درگرفته: کسی که هیچ هم نیست، و کسی که کسی است. بقیهاش را هم که لابد خوب میدانید.
و اما هیچوقت یادتان نرود: وارد حوزهی قدرت کسی نشوید.
نظرات (۱۱)
نمیشود نادیده گرفت که بخش زیادی از هویت هر کس، ساختهی همین حوزههای قدرتی است که دارد؛ و اگر این «بخش زیاد» تبدیل به تمام هویت شود، آنوقت آن فرد بیرون از حوزهی قدرتش دیگر هیچکس نیست...
درک درست از حوزهی قدرت و زمان و مکان مناسب، میتواند دست آزار را برای کسی که آن را دریافته است باز بگذارد. مثلاً برای انتقامگرفتن از کسی، او را به حوزهی قدرتتان میکشانید و با بعضی از تکنیکهای قبلی آزارش میدهید، دستش میاندازید و هر چیز دیگر. نکتهی مهم در حوزهی قدرت این است که معنای کارهای پیشپاافتاده و روزمره در آن عوض میشود. مثلاً یک مسخرهکردن ساده میتواند برای طرف مقابل خیلی خیلی سنگین تمام شود. مسخرهکردنی که شاید آن را در حالتهای دیگر هم انجام میدادهاید و هیچ اشکالی ایجاد نمیکرده است. اینبار یک نفر ارباب است که وقتی حرف میزند همه با تحسین نگاهش میکنند، و یک نفر برده که برایش کوچکترین تحقیر مساویست با لهشدن جلوی افراد ارباب. باید این نکته را هم در نظر گرفت که در یک حوزهی قدرت، رئیس و مرئوس نداریم. اغلب تمام افراد یک حوزه، از قدرت آن سود میبرند.
حالا کسی را در نظر بگیرید که بیرون از حوزهی قدرتش هیچ هم نیست. فرض میکنیم که شما جزو آنهایی نیستید که تمام هویتشان را حوزههای قدرتشان میسازند؛ در این حالت بیرون از حوزهی قدرت هم میتوانید برای خودتان کسی باشید. حالا یک رقابت درگرفته: کسی که هیچ هم نیست، و کسی که کسی است. بقیهاش را هم که لابد خوب میدانید.
و اما هیچوقت یادتان نرود: وارد حوزهی قدرت کسی نشوید.
نظرات (۱۱)



حوزهی قدرت

یادت نره بیارییا
خیلی قشنگ و موشکافانه...
خوب حوزه ی قدرت امیرحسین میشه ... آهان عقب کلاس تا شعاع 5 متری میز کیانی، خوب آره دیگه اون 5 مترم حوزه ی کیانی دیگه و البته ساعیان جلو کلاسی!! ایول خوب گفتی امیرحسین
مزخرف بود
من هم با سروش و Gangster شدیدا موافقم.
معمولاً آدمايي كه حوزه قدرت دارن ،خارج از اون هم (هيچ) نمي تونن باشن. مي توننن؟
آدمای پوچند که فقط در پی اثبات خودشونند و نیازمند حوزه قدرت!انسان قوی درونی قوی داره ونیازی به این جور مسائل نداره.
ما آدمهای قوی شدیدا با امثال شما موافقیم
حالا حوزه قدرت شما کجاست؟ همین جا؟
etefaghan man migam in matnet mesle teze doctora dar mardomazary bood
طبق اصول روانشناسانه افرادی برای خود حوزه قدرت مشخص می کنند که دچار ضعف شخصیتی می باشند , در غیر این صورت شما می توانید در هر مکان و زمانی لگام قدرت را در دست بگیرید!
متشکرم! :-)