Permalink:    
درباره پرونده
طراح و برنامه‌نویس: امیر فکرآزاد [ای‌میل]
طراح لوگو: رضا عابدینی [سایت] [ای‌میل]

نویسندگان:
Permalink:   بازگشت به فهرست مطالب این شماره
خون‌دماغ تمرين حافظه
زهرا غمناک
یک بازی هست که نمی‌دانم بهش چه می‌گویند. اسم خاصی ندارد یا اگر هم دارد من اطلاعی ندارم. اما توی مدرسه سر کلاس وقتی که معلم با شاگردهایش خیلی احساس صمیمیت و نزدیکی بکند می‌شود انجامش داد و کلی ازش استفاده کرد.
تعداد بازیکنان هر قدر هم که باشد مهم نیست. فقط باید دو نفر یا بیشتر باشند. یکی از بازیکنان به قید قرعه یا دَبیسیچِل یا آن‌مان‌نباران یا دستمالِ من زیر درخت آلبالو گم شده یا هرچیزی شبیه این‌ها انتخاب می‌شود. آهان! قبلش باید بگویم که این بازی به یک مکان احتیاج دارد که یک در داشته باشد و فضای بیرونی و درونی‌اش به وسیله‌ی آن در قابل تفکیک باشد. بازیکن انتخاب‌شده از در بیرون می‌رود و بقیه‌ی بازیکنان جای یک چیزی را که در فضای درونی آن مکان وجود دارد، تغییر می‌دهند. البته نکته‌ی دیگر این است که بهتر است اشیاء ریز و درشت زیادی در آن مکان پراکنده باشد تا زیاد هم به چشم نیاید که جای چه چیزی تغییر کرده و چه طور.
وقتی تغییر مکان داده شد، به بازیکن بیرون‌رفته می‌گویند که برگردد. او باید حواسش را جمع کند و اطرافش را بگردد تا بگوید جای چه چیزی تغییر کرده، از کجا به کجا. بقیه هم او را راهنمایی می‌کنند. البته این دیگر اختیاری است. بازیکنان می‌توانند از اول شرط بگذارند که راهنمایی باشد یا نباشد. آخر به نظر من راهنمایی بازی را خیلی لوس می‌کند. این طور که مثلاً با دستشان بزنند روی میز و هرچه بازیکن انتخاب‌شده به محل تغییر‌یافته‌ی شیء مورد نظر نزدیک‌تر بشود، فاصله‌ی «تق»‌هایی که می‌خورند روی میز کم‌تر شود. بالعکس هرچه بازیکن از شیء دورتر شود، فاصله‌ی «تق»‌ها بیش‌تر شود.
خب این راهنمایی لوس است. یعنی دیگر چندان مشکل نیست پیدا‌کردن شیء مورد نظر. این بازی برای کسانی که صادقانه انجامش می‌دهند، تمرین حافظه است و بهتر است فردی که انتخاب می‌شود، قبل از خروجش یک نگاه سریع و کلی به همه‌ی اشیا بیندازد. (معمولاً ده ثانیه فرصت دارد)
یکی از کارهای دوست‌داشتنی مربوط به این بازی، بازی‌کردن سرِ کلاس و انتخاب‌کردنِ معلم به عنوان فردِ جوینده است. قبل از این باید معلم را حسابی جوگیر کرد. داشتن یک رابطه‌ی خیلی دوستانه با معلم از راه‌های جوگیر‌شدنش است. خیلی وقت‌ها وقتی این جوگیری به اوجِ خودش می‌رسد، دیگر نیازی به قرعه‌کشی نیست، زیرا معلمْ خود داوطلبانه قبول می‌کند که از کلاس خارج شود. وقتی معلم بیرون رفت، می‌شود غیبت‌های لیست حضور و غیاب را دست‌کاری کرد، برگه‌های امتحانی را از توی کشو برداشت و آن‌ها را اصلاح کرد، نمره‌های داخل لیست را دست‌کاری کرد، توی کیف معلم فضولی کرد و کرم ریخت و مثلاً یکی از وسایل مهمش را برداشت و بیرون گذاشت، و کلی کار دیگر (البته انتخاب‌ها نمی‌توانند زیاد گسترده باشند، چون اگر زمان انتظار معلم طولانی بشود قطعاً شک خواهد کرد). در ضمن حواس شاگردان باید باشد که لیست نمرات و حضور-غیاب را همان طوری بگذارند که پیش از خروج معلم از کلاس بود؛ چون در بدترین حالت، ممکن است معلم مکان آن را به خاطرش سپرده باشد.
از بچه‌های لوس کلاس هم حذر کنید. یک‌جوری باید گولشان زد که از این قضیه چیزی به کسی نگویند.
در نهایت این بازی اگر در مکانی انجام گیرد که مملو است از اشیای متنوع و مختلف، طبعاً لذت بیش‌تری به همراه خواهد داشت و بهتر است تعداد افراد بازی خیلی هم زیاد نباشد که همه فرصت تمرین حافظه را داشته باشند.
نظرات (۴)