|
|||
من این همه نیستم متابولیک |
| اشکان خیلنژاد |
«حکمت گمشدهی حکیم است، پس در هر جا که باشد، آن را طلب کند» (امام علی)
این جستار برای اولین بار در تاریخ نوزدهم آذر سال ۱۳۸۲ (اول دبیرستان) به معلم اجتماعی -آقای مرعشی- تقدیم گشت و ایشان هم بدون تأمل و تفحص و تجسس بنده را به موجب هذیانگویی ۵جلسه از کلاس اخراج نمودند... درست یک ماه بعد یعنی در تاریخ هشتم ژانویهی سال ۲۰۰۵ این نوشته در چهاردهمین ویژهنامهی مجلهی علمی-فرهنگی «portraits» (فرانسه) منتشر گشت که بدون شک مشت نسبتاً محکمی به آن مردک بچهباز بود... البته ناگفته نماند که تا همین امروز هم، حقوق مادی و معنوی راقم این سطور به طور کامل از مجله به خاطر روابط دیپلماسی ضعیف دریافت نشده است... بگذریم!
*متابولیک*
نوع بشر از آغاز پیدایش بشریت به ۳طبقهی بزرگ منقسم میگردد: آدمهای خیلی معمولی، آدمهای معمولی، آدمهای غیر معمولی.
در این جستار -بدون هیچگونه نگاه مغرضانهای- به صورت کاملاً موجز و مفید نگاهی گذرا و اجمالی به این ۳طبقه میاندازیم و البته به دلیل کوتاهی سخن اصلاً قصد توضیح، تشریح، بسط و نتیجهگیری نداریم...
آدمهای خیلی معمولی (دستهی اول):
حماقت این گروه ابله تا بدانجا سر به فلک میساید که میپندارند «کشف حقیقت» بزرگترین رجحان بشر بر موجودات دیگر است. آن فرومایگان سستعنصر، روزان و شبان خود را همچون شبان (موسی) در پی اختراع و اکتشاف و استکمال هستند و متأسفانه باشکوهترین و بزرگترین لحظات زندگی مضحک خود را «پیروزی» میشمارند و حتی گهگاه از بیشترین لذایذ معنوی خود (خورد و خوراک) میدزدند تا شاید اندک راهی به سوی «موفقیت» بپیمایند. نگاهی مختصر به زندگی ننگین این افراد تنها مبین تخصص گزینی آنها است؛ بهطوریکه بنده از منبعی نسبتاً موثق شنیدهام برخی از آنان در مورد «نوعی پشهی غیرجنبان به نام سیراس» که فقط تیرهی اندکی از این موجود در جنوب شرقی مراکش یافت میشود قریب به ۴۰ سال از عمر بیحاصل خود را صرف و نحو میکنند. تفریح ملالتآور این طبقه بیشتر صرف خوانش رمان، بینش فیلم، سرایش شعر، گوشش موسیقی کلاسیک، تماشای تئاتر... و از این قبیل کارهای روشنفکرنما میشود.
از خصوصیات ظاهری این افراد که از قضا تولیدکنندهی دانش و علم هم میباشند، خندههای کوتاه و نمکین، برخورد بسیار موقر و متین و ازدواج با شاگردان خوشاندام خود است.
مرگ آنها یا بسیار زودهنگام (به دلیل خودکشی) یا بسیار طولانی (یه دلیل ۳بار مسواک در روز) است و دستهی آخر هم به عنوان تقدیر از یک عمر فعالیت، خیابانی بیقواره به نامشان مزین میگردد.
از اعضای اصلی این طبقهی بامزه میتوان به اندیشمندان، نخبگان، سیاستمداران، هنرمندان طراز اول و... اشاره نمود.
آدمهای معمولی (دستهی دوم):
از لحاظ جامعهشناختی این گروه از محبوبیت کمتری نسبت به تیرهی اول برخوردارند ولی بدون شک و تردید بسی خوشترند زیرا مصرفکنندهی تولیدات گروه نخستند. این مردمان در هیچ شهر و منطقهی جغرافیایی و سیاسی قابل تأملی پا به عرصهی هستی نمیگذارند و بیشترین استعداد خود را که همانا خیالپردازی و دروغگویی است در اوان کودکی به دلیل تمسخر بزرگان از دست میدهند. والدین این طبقه تنها لطف عظیمی که در حق فرزندان خود میکنند ثبت نام در کلاسهای پراکنده و بیبرنامهی تابستانی اعم از شنا، نقاشی، زبان و تکواندو است که آن هم فقط به منظور خلوتکردن محیط خانه برای تولید راحتتر بچههای بیشتر است. اگر این افراد از شانس بیشتری برخوردار باشند میتوانند هفتهای یک بار -جمعه ها- با خانواده پیتزای قارچ و گوشت (هر ۲نفر یک پیتزا) بخورند و بعضاً هم تا ۸سالگی به نزدیکترین و ارزونترین پارک نزدیک به خانه بروند؛ نهایتاً هم تا دوم دبستان سواد پدر و مادرشان بکشد و بهشان دیکته بگویند.
از ویژگیهای این دسته میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱ساعت چرت عصرانه، ازدواج فامیلی بیشتر هم با دختر عموی پشمالو، تحصیلات زورکی تا لیسانس، تولید حداکثر ۲ تا ۳ بچه که بعضاً هم یا دخترند یا پسر، خوانش ۱۷ رکعت نماز که همیشه به طور اتفاقی بیبروبرگرد ۲رکعت صبح قضا میشود و ۳۰سال خدمت بیشائبه و شبانهروزانه به دولت.
جوکهای خورشتی و آبگوشتی، زینتی است برای جمعهای دوستانهشان و آهنگهای اندی و منصور هم هنگام عروسی به شدت به ذوق میآوردشان.
از اعضای اصلی این طبقهی گسترده میتوان به معلمان، پستچیان، مسافرکشان، خواروبارفروشان... اشاره نمود.
آدمهای غیر معمولی (دستهی سوم):
این دسته که غایت بشریت و معظمترین انسانها در تاریخ هستند، خود به دو نحلهی کوچک قابل تقسیماند. به ترتیب اولویت نخست: دلقکان نمایشی (کسانی که بازیگرند) و دو دیگر good guys (از جمله سازندگان south park).
بارزترین خصوصیت این جماعت اندک و تاثیرگذار سوء استفاده از دو دستهی دیگر است، به طور اخص از دستهی اول برای پیشبرد منافع خود سود میجویند و از دستهی دوم به منظور خنده و شادکردن فضا، بهطوریکه خود اصلاً متوجه قضیه نشوند. (برای درک بهتر این گفتار به قسمت نظرات سفرنامهی علمی- تخیلی اصفهان نظری بیندازید و همچون ما به شدت بخندید.)
این گروه نه تنها در هیچ مکتب و سبکی نمیگنجد بلکه خود نافی هرگونه فکر و اندیشهای هم هستند. به منظور جلوگیری از شناسایی این دسته بهتر است سخن به درازا نینجامد.
والحمدلله وحده و صلی الله محمد و
عترته وحسبنا الله و نعم الوکیل
یازدهم صفر ۱۴۳۰
اشکان خیلنژاد
نظرات (۲۲)
این جستار برای اولین بار در تاریخ نوزدهم آذر سال ۱۳۸۲ (اول دبیرستان) به معلم اجتماعی -آقای مرعشی- تقدیم گشت و ایشان هم بدون تأمل و تفحص و تجسس بنده را به موجب هذیانگویی ۵جلسه از کلاس اخراج نمودند... درست یک ماه بعد یعنی در تاریخ هشتم ژانویهی سال ۲۰۰۵ این نوشته در چهاردهمین ویژهنامهی مجلهی علمی-فرهنگی «portraits» (فرانسه) منتشر گشت که بدون شک مشت نسبتاً محکمی به آن مردک بچهباز بود... البته ناگفته نماند که تا همین امروز هم، حقوق مادی و معنوی راقم این سطور به طور کامل از مجله به خاطر روابط دیپلماسی ضعیف دریافت نشده است... بگذریم!
*متابولیک*
نوع بشر از آغاز پیدایش بشریت به ۳طبقهی بزرگ منقسم میگردد: آدمهای خیلی معمولی، آدمهای معمولی، آدمهای غیر معمولی.
در این جستار -بدون هیچگونه نگاه مغرضانهای- به صورت کاملاً موجز و مفید نگاهی گذرا و اجمالی به این ۳طبقه میاندازیم و البته به دلیل کوتاهی سخن اصلاً قصد توضیح، تشریح، بسط و نتیجهگیری نداریم...
آدمهای خیلی معمولی (دستهی اول):
حماقت این گروه ابله تا بدانجا سر به فلک میساید که میپندارند «کشف حقیقت» بزرگترین رجحان بشر بر موجودات دیگر است. آن فرومایگان سستعنصر، روزان و شبان خود را همچون شبان (موسی) در پی اختراع و اکتشاف و استکمال هستند و متأسفانه باشکوهترین و بزرگترین لحظات زندگی مضحک خود را «پیروزی» میشمارند و حتی گهگاه از بیشترین لذایذ معنوی خود (خورد و خوراک) میدزدند تا شاید اندک راهی به سوی «موفقیت» بپیمایند. نگاهی مختصر به زندگی ننگین این افراد تنها مبین تخصص گزینی آنها است؛ بهطوریکه بنده از منبعی نسبتاً موثق شنیدهام برخی از آنان در مورد «نوعی پشهی غیرجنبان به نام سیراس» که فقط تیرهی اندکی از این موجود در جنوب شرقی مراکش یافت میشود قریب به ۴۰ سال از عمر بیحاصل خود را صرف و نحو میکنند. تفریح ملالتآور این طبقه بیشتر صرف خوانش رمان، بینش فیلم، سرایش شعر، گوشش موسیقی کلاسیک، تماشای تئاتر... و از این قبیل کارهای روشنفکرنما میشود.
از خصوصیات ظاهری این افراد که از قضا تولیدکنندهی دانش و علم هم میباشند، خندههای کوتاه و نمکین، برخورد بسیار موقر و متین و ازدواج با شاگردان خوشاندام خود است.
مرگ آنها یا بسیار زودهنگام (به دلیل خودکشی) یا بسیار طولانی (یه دلیل ۳بار مسواک در روز) است و دستهی آخر هم به عنوان تقدیر از یک عمر فعالیت، خیابانی بیقواره به نامشان مزین میگردد.
از اعضای اصلی این طبقهی بامزه میتوان به اندیشمندان، نخبگان، سیاستمداران، هنرمندان طراز اول و... اشاره نمود.
آدمهای معمولی (دستهی دوم):
از لحاظ جامعهشناختی این گروه از محبوبیت کمتری نسبت به تیرهی اول برخوردارند ولی بدون شک و تردید بسی خوشترند زیرا مصرفکنندهی تولیدات گروه نخستند. این مردمان در هیچ شهر و منطقهی جغرافیایی و سیاسی قابل تأملی پا به عرصهی هستی نمیگذارند و بیشترین استعداد خود را که همانا خیالپردازی و دروغگویی است در اوان کودکی به دلیل تمسخر بزرگان از دست میدهند. والدین این طبقه تنها لطف عظیمی که در حق فرزندان خود میکنند ثبت نام در کلاسهای پراکنده و بیبرنامهی تابستانی اعم از شنا، نقاشی، زبان و تکواندو است که آن هم فقط به منظور خلوتکردن محیط خانه برای تولید راحتتر بچههای بیشتر است. اگر این افراد از شانس بیشتری برخوردار باشند میتوانند هفتهای یک بار -جمعه ها- با خانواده پیتزای قارچ و گوشت (هر ۲نفر یک پیتزا) بخورند و بعضاً هم تا ۸سالگی به نزدیکترین و ارزونترین پارک نزدیک به خانه بروند؛ نهایتاً هم تا دوم دبستان سواد پدر و مادرشان بکشد و بهشان دیکته بگویند.
از ویژگیهای این دسته میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱ساعت چرت عصرانه، ازدواج فامیلی بیشتر هم با دختر عموی پشمالو، تحصیلات زورکی تا لیسانس، تولید حداکثر ۲ تا ۳ بچه که بعضاً هم یا دخترند یا پسر، خوانش ۱۷ رکعت نماز که همیشه به طور اتفاقی بیبروبرگرد ۲رکعت صبح قضا میشود و ۳۰سال خدمت بیشائبه و شبانهروزانه به دولت.
جوکهای خورشتی و آبگوشتی، زینتی است برای جمعهای دوستانهشان و آهنگهای اندی و منصور هم هنگام عروسی به شدت به ذوق میآوردشان.
از اعضای اصلی این طبقهی گسترده میتوان به معلمان، پستچیان، مسافرکشان، خواروبارفروشان... اشاره نمود.
آدمهای غیر معمولی (دستهی سوم):
این دسته که غایت بشریت و معظمترین انسانها در تاریخ هستند، خود به دو نحلهی کوچک قابل تقسیماند. به ترتیب اولویت نخست: دلقکان نمایشی (کسانی که بازیگرند) و دو دیگر good guys (از جمله سازندگان south park).
بارزترین خصوصیت این جماعت اندک و تاثیرگذار سوء استفاده از دو دستهی دیگر است، به طور اخص از دستهی اول برای پیشبرد منافع خود سود میجویند و از دستهی دوم به منظور خنده و شادکردن فضا، بهطوریکه خود اصلاً متوجه قضیه نشوند. (برای درک بهتر این گفتار به قسمت نظرات سفرنامهی علمی- تخیلی اصفهان نظری بیندازید و همچون ما به شدت بخندید.)
این گروه نه تنها در هیچ مکتب و سبکی نمیگنجد بلکه خود نافی هرگونه فکر و اندیشهای هم هستند. به منظور جلوگیری از شناسایی این دسته بهتر است سخن به درازا نینجامد.
والحمدلله وحده و صلی الله محمد و
عترته وحسبنا الله و نعم الوکیل
یازدهم صفر ۱۴۳۰
اشکان خیلنژاد
نظرات (۲۲)



متابولیک

آقا اگر منابع بیشتری معرفی کنید ممنون میشم.
بنده قصد دارم این تحقیقات رو گشترش بدم تا حجم نمونهی بیشتری دست شما رو بگیره برای جمعیت این سه گروه در یک جامعهی آماری.
باید بدونم چه وجه مشخصههایی دارند اینها. مثلاً روی پیشانیشان چیزی نوشته شده یا هر چیز دیگری...
این مانیفست Goodguys بود...
برادران! مانیفست «کلمبیا» کجاست؟
عوضی ..
اون تیره سوم رو چرا توضیح ندادی؟!!! می خواستی زیاد مورد شناسایی قرار نگیری؟؟؟
1)فکر کنم 100% معلمان اجتماعی تقریبا بچه بازان(با پوزش از تمامی معلمان گرامی)
2)در عالی بودن توصیف دو قشر اول همین بس که کاملا با مثال های عینیمون برابری می کنه!!!
3)اما قشر سوم،احساس می کنم یه توافق 2 جانبه برای حفظ صلحی ناپایدار بوده!!!!!D:
من هرگونه روابط نامشروع با دانش آموزان مدرسه ی راهنمایی حافظ را شدیدان انکار کرده حاضرم ثابت کنم .
ایس ... ایس ... ایش ...
ashkan har shomare behtar az shomare ghabli dadash harf nadasht
به نظر من خیلی بی مزه بود! جالب نوشتی ها! یعنی توان در نوشتنت خوبه اما دیدت کلا به این اقشار و دیدت نسبت به خودت و هم نوعانت بی مزس! :دی
اگه این متن نوشته شده که فقط عده ای بخونن که هیچی... و اگر نه، فکر به این موضوع و تقسیم بندی عالیه! اما نه درست!
خیلی کوسخولی پسرم
bazi ba loghat va neveshtat aliye ama kash bishtar darbare on moalemeton tozih midadi:D
1.تمام معلمای اجتماعی بچه بازن؟! این یه دروغ بزرگه...شایدم معلم تاریخ ما خودشو معلم اجتماعی جا زده بوده! در هر صورت نعمت همیشه دست اونایی که قدرشو نمیدونن...
2.گزیته ی 4: هیچ کدام.
طراحان بزرگی چون من در کدام یک از این طبقات میگنجند؟!!! (-;
این تیکه ها رو هم خیلی دوس داشتم:"آهنگهای اندی و منصور هم هنگام عروسی به شدت به ذوق میآوردشان" و "... خلوتکردن محیط خانه برای تولید راحتتر بچههای بیشتر ..." و"..خندههای کوتاه و نمکین، برخورد بسیار موقر و متین ..."و" خوانش ۱۷ رکعت نماز که همیشه به طور اتفاقی بیبروبرگرد ۲رکعت صبح قضا میشود "!!!
!jaleb bud
taghsim bandie manteghii bud dar vasfe hale aghayan.
Haji
(albate age eshtebah nakonam chon jayee harf az jense 2om nabud)
vali gorouhe aval aghebat bekheir mishan
!!
خیلی با نمکی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و جالب اینجاست که به آن توهین، افتخار هم میکنید، و مایه خندهی خود میدانید.
17 تا شد!!!...آره حالا هی بیاین چک کنین...من که فکر می کنم خصوصیه و کار زشتیست بسی...می خواین این نظرم پاک بشه؟...مسئولین پاک سازی در فکرند!!!
درود بر مرعشى
میدونم که خیلی دوست داری تو گروه سوم حسابت کنن اما به یه دلایلی فکر کنم خیلی زحمت بکشی جزئ گروه دومی . متاسفم از این خبر بد اما احساس کردم زیادی خوشحالی از تصوراتت
تکبیر!
booss booss
من هیچکدوم نبودم!