pendik escort ataşehir escort
Restbet Restbet üye ol Restbet giriş Restbet kayıt Restbet canlı bahis Restbet yeni adresi
Permalink:    
مریم آرطور
maryam  arthur  gmail  com
توضیحی درباره‌ی ستون هم‌کلاسی:

قرار است این ستون به شیوه‌ای داستان‌گویانه (چی؟ نشنیده بگیرید) به هم‌کلاسی‌ها بپردازد. کسانی که روزی باهاشون حافظه‌ی دسته‌جمعی داشته‌ام. کسانی که نیمکت‌هایِ‌مان را و کلاس‌هایِ‌مان را و تغذیه را گاهی، با هم تقسیم می‌کردیم و همراه با هم به دانش‌اندوزی و کارهای دیگر می‌پرداختیم و چه بسا خوشحال و غمگین هم بوده ایم.
بله، حرف شما درست است که دوازده سال (برای دیپلمه‌ها) از صبح تا ظهر یا بعدازظهر، یا از ظهر تا بعدازظهر (برای شیفت‌دومی‌ها) و هیفده هیژده سال (برای قشر لیسانسه به بالا) با یک عده کسانی بودن دلیل نمی‌شود این‌قدر تأثیرگذار بوده باشند که ستون شوند ولی حالا که می‌بینید هستند.

مطمئناً بیش‌تر اسامی و اتفاقاتِ نقل‌شده حقیقی خواهند بود ولی قطعاً آن‌قدرها واقعی نخواهند بود و دستی در آن‌ها برده می‌شود و این اصل تا آخرین نفس، قطره‌ی خون، ذره‌ی خاک وطن یا هر چی رعایت خواهد شد تا آبروریزی پیش نیاید. لذا عزیزانی که تشابه اسمی با هم‌کلاسی‌های بنده پیدا می‌کنند شکایت پیش خدا ببرند. (خلاصه‌ی منظوراَم این است که اسامی اصلی نیستند، واقعی نیستند ولی "حقیقی" هستند، یعنی حقیقتِ نهفته در اسامی حفظ شده است. یعنی مثلاً کسی به نام ساناز میرخانی نمی‌شناخته‌ام ولی درواقع می‌شناخته‌ام و وجود داشته. اسم‌اش حقیقتاً همین بوده ولی واقعاً همین نبوده.
امیدوار ام بعد از خواندن این توضیح اضافه توی دل به بنده فحش ندهید. به‌تر بلد نیستم توضیح بدهم. جمله‌ی آخر هم یعنی این که اگر کسی اسم‌اش را دید نیاد گیر بده چون این اسم‌ها واقعی نیستند... ای خدا.)

ولی در مورد برخی اتفاقاتِ بینامتنی؛ گاهی فقط دراماتیزه می‌شوند و نظرات شخصی دخیل خواهند بود چون به هر حال من یک شخص هستم و برای خودم نظرات شخصی دارم و این‌جا هم اخبار نیست، من هم مجری نیستم و برای خودم شخصی هستم و طبیعتاً نظر شخصی خودم را دارم.
یک پیشنهاد هم دارم و آن این است که سخت نگیرید.

برای خودم هم معرفی قابل عرضی ندارم جز این که من هم ته‌دیگ دوست دارم و هر چه باشم ناسیونالیست را نیستم.

خلاصه این طوری...

مطالب نوشته شده توسط این نویسنده: